نیّت احرام (2)
توضیحات:
احرام از محاذات میقات - نیّت احرام (2) - 28-11-1432
نیّت احرام (2)
5حکم اوّلی در تعارض بین روایتین
لذا باید اوّلاًبلااوّل در مقام جمع بین آنها برآمد و مقتضای جمع بین آنها، حکم به حداقل اتصاف و حداکثر اتصاف است. ما در عرف هم داریم مثلاً وقتی که شخصی را به مدت دو هفته در یکجا میبینیم، اندکی برای ما ذهنیت پیدا میشود که چه شده است؟! او به زیارت حضرت معصومه علیهاالسّلام آمده است یا آمده در قم بماند؟! وقتی که سه هفته او را میبینیم، میگوییم که سابقه ندارد افراد برای زیارت حضرت معصومه سه هفته بمانند بلکه یک شب، دو شب میمانند، چهار روز، پنج روز؛ نه اینکه دو هفته بمانند. حالا اگر یک ماه بماند، این ذهنیت ما قویتر میشود که نکند آمده اینجا درس بخواند؟! دو ماه میشود سه ماه، سه ماه میشود چهار ماه؛ همینطور بهواسطۀ مرور، آن ذهنیت ما نسبت به مسئلۀ عرفیه و اتصاف به یک قضیۀ عرفیه در حال تغییر و تبدّل است.
عرفی بودن اطلاق توطّن نسبت به افراد
امام علیه السلام هم در این مسئله یک قضیۀ شرعیه را مطرح نکرده است چون بودن در یکجا، یک مسئلۀ عرفی است؛ اطلاق توطّن نسبت به افراد، یک مسئلۀ عرفی است و هیچوقت امام به کسی که یک هفته در یکجا بماند، شهروند نمیگوید. اگر بگوید شهروند، مردم اعتراض میکنند. با یک هفته ماندن در یکجا کسی شهروند، متوطّن و قاطن نمیشود. پس امام علیه السلام از این نقطهنظر، همان مبنای عرف را در اینجا بهحساب میآورد. بنا بر حساب مسائل عرفی، کسی که چند ماه در یکجا بماند، میگویند که او ماندگار شده است و ماندگار بهحساب میآید. حالا اگر بعداً برای رفتن تصمیم بگیرد، آن مطلب دیگری است.
اگر ما بخواهیم به همۀ این روایات عمل کنیم، همانطور که بعضیها به این نحو بین روایات جمع کردهاند و اتفاقاً خیلی هم جمعشان غیرموجّه نمینماید چون از یکطرف روایات همه صحیح و موثق است و از طرف دیگر در یکی، یک سال آمده است، در یکی شش ماه و در یکی هم پنج ماه آمده است. چهار ماه ندارد، من ندیدهام، حالا رفقا یک تحقیق و تفحص بیشتری بکنند تا ببینند که آیا مدت کمتر هم داریم یا نه فقط تا پنج ماه روایت داریم؟ ما در عمل به مقتضای روایت و در صحّت انتساب به امام علیه السلام، در مقام تعارض قرار داریم چون بالأخره اینها متعارضاند؛ تعارضشان هم جدی است؛ یعنی روایت پنج ماه، با آن روایتی که میگوید شش ماه متعارض است، روایت شش ماه، با روایت سنة متعارض است. حالا در مقام عمل، از یکطرف تعارض در اینجا مسلّم است و از طرف دیگر عمل به روایتی مطرح است که منتسب به امام میباشد؛ لذا تا وقتی که چارهای جز طرح نباشد، آنها را طرح نمیکنیم.

