اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)

14٬156
فقه

احرام از محاذات میقات - افتراق بین تلبیه و نیت احرام (2) - 14-06-1432

افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)

توضیحات:

احرام از محاذات میقات - افتراق بین تلبیه و نیت احرام (2) - 14-06-1432

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)

17
  • تلمیذ: آیا می‌توانیم بگوییم که جواز تلبیه در مسجد شجره، به‌خاطر اختلاف موضوع است؟! ممکن است برای شخصی در خود مسجد شجره آرامش پیدا شود مثل اینکه در نماز هم همین‌طور است، اگر انسان بدون مقدمات، استعاذه و بدون تکبیرات افتتاحیه وارد شود، ممکن است یک حواس‌پرتی برایش پیدا شود ولی ممکن است بدون مقدمات هم آرامش وجود داشته باشد و تکبیرة الإحرام بگوید و وارد فضای نماز شود. این جوازی که برای تلبیه در مسجد شجره هست و همه را ملزم نکرده‌اند تا در بیداء تلبیه بگویند، به‌خاطر این است که ممکن است آرامشی که در مسجد شجره وجود دارد، با بیرون رفتن از مسجد ازبین برود و حالتی که در مسجد بود دیگر حاصل نشود.

  • استاد: ببینید صحبت آرامش و امثال‌ذلک را ما به این کیفیت عرض کرده‌ایم ولی وقتی که اصل یک حکم می‌خواهد تشریع شود، دلالت می‌کند که رضایت مولا بر اتیان آن مسئله به‌واسطۀ حصول اقتضائات و مصلحت ملزمه در اینجا حاصل است. فرض کنید در مورد صلاة؛ چه زمانی وقت زوال است؟ از وقتی که اقتضای وجوب صلاة که همان اقتران و استواء شمس در خط عمود بر نصف‌النهار است، حاصل شود؛ یعنی از این‌ موقع دیگر اقتضای برای صلاة و آن مصلحت ملزمه در اینجا حاصل شده است و وقتی که آن مصلحت به الزام رسید، ـ چون قبل از الزام مستحب است ـ دیگر بر شما واجب می‌شود ولی خود انجام دادن واجب هم تحت یک استحباب می‌رود. مثلاً به شخصی می‌گویند که باید فلانی را از این حجره اخراج کنی، این می‌شود حکم اوّلی؛ یعنی الآن مصلحت ملزمه برای اخراج این فرد از این حجره یا از این اداره آمده است و او باید الآن خارج شود، حالا ممکن است یک وقت شما این حکم را این‌طور اجرا کنید که دست و پای آن شخص را بگیرید و از طبقۀ هشتم به پایین پرت کنید، این یک ‌نحو اخراج است! به شما می‌گویند که چرا با او این‌گونه رفتار کرده‌ای؟! بدبخت را تکّه‌تکّه کرده‌ای! می‌گویید که حکم اخراج او آمده بود، می‌گویند که حالا درست است که حکم اخراج او آمده بود ولی می‌توانستی دستش را بگیری و بیرون بیندازی، چرا از طبقۀ هشتم به پایین انداختی؟! خلاصه این یک‌ نحو اخراج است که دیگر اصلاً نه تاک ماند نه تاک‌نشان،1 قضیه از ریشه حل می‌شود!

    1.  غزلیات جامی، غزل شماره ۷۲4:
/ 613