افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)
توضیحات:
احرام از محاذات میقات - افتراق بین تلبیه و نیت احرام (2) - 14-06-1432
افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)
11روایت دیگر از ابی علی اشعری از صفوان است که روایت موثقه است:
عن أبی علی الأشعری، عن محمد بن عبد الجبار، عن صفوان، عن إسحاق بن عمار، عن أبی الحسن علیه السلام قال: قلتُ له: إذا أحرمَ الرَّجلُ فی دُبُرِ المکتوبة، أ یلبِّی حین ینهضُ به بعیرهُ، أو جالساً فی دُبُر الصلاة؟ قال: «أی ذلك شاءَ صَنَع».1
حضرت میفرماید که هر طوری بخواهد، میتواند و در این صورت اشکالی ندارد، روایات دیگری هم در این مسئله داریم.
یک روایت دیگر هم داریم که روایت شیخ طوسی است:
عن عمر بن یزید، عن أبیعبدالله علیه السلام قال: «إن كُنتَ ماشیاً فاجهَر بإهلالِك و تَلْبیتِك مِن المسجد، و إن کُنتَ راکباً فإذا عَلَتْ بِک راحِلتُك البَیداء».2
یعنی در مشی بهتر است که در مسجد شجره باشد و راکب در بیداء باشد، از این روایت معلوم میشود که منظور وجوب نیست؛ یعنی وقتی که حضرت مسئله را به این کیفیت بیان میکند، میخواهد استحباب را بفرماید. «و إن کُنتَ راکباً» یعنی چه؟! مگر شخص از دابّه پایین نمیآید؟! بله، پایین میآید، البته ممکن است بگوییم که شخص درحالیکه سوار مرکب بوده، به مسجد شجره رسیده و نیّت احرام کرده است؛ یعنی از مرکب پایین نیامده است که ماشی باشد، وقتی که عبور میکند، حضرت میفرماید که پس اجازه بده که یک کیلومتر هم بگذرد، آنوقت تلبیه بگو ولی اگر از مرکب پایین آمدی و پیاده هستی، باید تلبیه را در آنجا بگویی.
متداول بودن پیاده رفتن از مدینه تا مکه برای انجام حج و عمره
این یک قسم است که میتوانیم معنی کنیم ولیکن مقداری بعید است اما حضرت میفرمایند که اگر پیاده انجام میدهی [إن كُنتَ ماشیاً]؛ معنای روشن این است که پیاده رفتن از مدینه تا مکه برای انجام دادن عمره و حج یک امر متداول بوده است، مردم از مدینه تا مکه پیاده میرفتند؛ لذا حضرت میفرمایند: «إن كُنتَ ماشیاً» یعنی اگر پیاده میروی و مرکب نداری از همانجا تلبیه را بگو که در اینجا استحباب دارد، اگر هم مرکب داری و به مسجد شجره آمدی، غسل کردی و امثالذلک، صبر کن تا بعد از مدتی که گذشت، تلبیه بگو. حالا چه اثری در اینجا هست، خدا میداند که در حال رکوب باید مقداری سیر داده شود!
- وسائل الشیعة، ج 12، ابواب الإحرام، باب 35، ص373، ح 4.
- وسائل الشیعة، ج 12، ابواب الإحرام، باب 34، ص 369، ح 1.

