جلسه ۱۲۰
9خيلي خب اين قضیه ميشود قضيۀ احرام. پس حالا در مسئلۀ صلاة مسئله اين است كه شخص مصلي به عنوان ورود در حرم دارد اين را انجام ميدهد نه به عنوان تكبير براي فرض كنيد كه ترك أكل. من عرض كردم در يكي دو روز گذشته ترك أكل و اين حرفها كه نماز نيست، بنده هم الان نميخورم، دارم نماز میخوانم؟ بنده هم الان نميخندم خب نماز ميخوانم! بنده هم الان فرض كنيد كه به عنوان مثال حرفهاي غير از اين فضا را نميزنم خب اين كه نماز نيست اين كه نماز نميشود آمدن و در اين جا و بحث كردن و مباحثه كردن اقتضايش اين است كه آدم حرفهاي ديگر نزند وحرفها در محيط بحث باشد اقتضايش اين است كه انسان نخندد و نسبت به مسائل جِدّ باشد اقتضايش اين است كه چيزي نخورد و ريشش هي نجبند و اقتضائات بحث است خيلي خب فرض كن من الان مصلي شدم هر چيزي جاي خودش را دارد؛ شما هر جا بخواهيد برويد همين كار را انجام ميدهيد اين تروكي در اين جا هست كه اين نيست. اين كه آمدند گفتند احرام به معناي ترك است اينها لوازم آن است احرام چيز ديگر است احرام يك مسئلۀ ديگر است، نُسك خاص است، حتي اين را ميخواهم بگويم كه معناي احرام اتيان مصلي هم نيست همان طور كه صاحب جواهر فرموده! نخير معناي احرام در صلاة به معناي احرام براي اتيان اين اركان نيست به معناي ورود در فضاي عبوديت خاصه است كه آن ورود يك اقتضائاتي ميكند، حمد دارد سجود دارد ركوع دارد همۀ مراتب آن عبوديت به تمام معني بايد در آن صلاة ملاحظه شود آن ميشود صلاة نه اتيان جوارح و نه تروك به معناي ترك اين مسائل است! آن نسك خاص، آن عبادت خاص، آن عبوديت خاص، آن قرب خاص، آن حالت خاص بين عبد و بين مولا آن را ميگويند احرام كه خب در اين جا بايد انسان يك اعمالي را هم بر طبق اين انجام بدهد اين معنا معناي احرام است.

