اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۲۰

0
فقه

احرام از محاذات میقات - دخالت نیت در اتیان اعمال - 12-06-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۲۰

7
  • در تكبير در صلاة مسئله به همين كيفيت است كه اين احرام عبارت است از يك نُسك خاصي كه در صلاة انسان را مي‌برد در فضاي صلاة. وقتي كه شما مي‌گوييد اللَه اكبر يعني تمام شد موبايلتان زنگ زد، به جهنم كه دارد زنگ مي‌زند! چرا بايد حواس شما برود در زنگ موبايل؟ گوشي تلفن شما دارد زنگ مي‌زند شما ديگر وارد حريم شدي چرا بايد فكرتان برود در زنگ تلفن زود نماز را تمام كنم ببينم كيست؟ خاك بر سر هر كسي كه اين جور دارد نماز مي‌خواند، وقتي كه شما مي‌گوييد تكبيرة الإحرام يعني اين كه برمي‌دارند بزرگان و فقهاء مي‌گويند خب البته آنها در يك رتبۀ ‌خاصي خودشان مي‌گويند كه معناي احرام، احرام از تروك است كه مثل ضحك و مثل تكلم و أكل و استدبار قبله... خب اينها از لوازم است اين احرام نيست، احرام يعني ورود در فضايي كه شما را ديگر در اين دنيا قرار نمي‌دهد شما وارد شديد، رفتيد از اين بيرون، منتهي حالا بدن شما در اين اتاق دارد دُلاّ و راست مي‌شود و سجده انجام مي‌دهد خودتان با اين احرام كجا رفتيد؟ آن وقت آن كلام بزرگان در اين جا مي‌آيد و حقيقت عبادت را براي ما ترسيم مي‌كند ، كلام ائمه عليهم السلام را تفسير و تشريح مي‌كند و توضيح مي‌دهد! اين جا مي‌فهميم كه آنها از احرام چه فهميدند از نماز چه مي‌فهميدند و از اينها چه فهميدند كه به قول مرحوم آقا وقتي كه مرحوم حداد تكبيرة الإحرام مي‌گفت ديگر از اين دنيا بيرون مي‌آمد ديگر هر چه مي‌خواهد در اين اتاق اتفاق بيفتد هر قضيه كه مي‌خواهد باشد اين ديگر در اين اتاق نيست ايشان مي‌گفتند ديگر ايشان نبوده! لذا مي‌گفتند وقتي كه ما اصلا به ايشان نگاه مي‌كرديم در حال نماز البته وضعيت ايشان در نماز شديد بود ولي اين حالت درغير نماز هم بود! درنماز اين خيلي شدت پيدا مي‌كرد ايشان می گفتند وقتي كه به آدم نگاه مي‌كردند ما مي‌ديديم كه فقط چشم دارد نگاه مي‌كند ولي حواس جاي ديگر است فقط ديد چشم است ديديد بچه‌ها به جايي خيره مي‌شوند فقط چشم ايشان است و فكر و ذهن به اصطلاح در جاي ديگر دارد چيز مي‌كند اين مسئله است! لذا مي‌فرمودند وقتي كه مصلِّي تكبيرة الاحرام مي‌گويد ديگر نبايد به چيزي فكر كند نبايد به مسئله‌اي فكر كند نبايد ذهنش را بياورد نبايد به الفاظ نگاه كند همۀ اينها مي‌رود در راستاي خودش جاي خودش را پيدا مي‌كند ديگر نبايد روي صوت وَ لاَ اَلضّٰالِّينَ زبان را بچسباند به آن كرسي بالا و نمي‌دانم فرض كنيد كه ح را چه كند و چه كند!!