جلسه ۱۲۰
5یکي بر سر شاخ و بن ميبريد خداوند بستان نظر كرد و ديد
بگفتا كه اين مرد بَد ميكند نه بر من كه بر نَفس خود ميكند
شاخه را مياندازي تو ميشكند خب من هم اين را برميدارم اين را تبديل به زغال و هيزم ميكنم و اين حرفها، چقدر از من خراب ميشود فوقش يك درخت فرض كنيد كه نيمه جان ميشود خب تو ميافتي كلهات داغون ميشود و ميميري تو خيال ميكني كه حالا شاخه ای از درخت من كندي در حالتي كه ثمرۀ وجودي خودت را اضمحلال كردي و از بين بردي پس بنابراين مسئلۀ فرض كنيد كه حرمت زنا اين نه حرمت زنا از باب تعدي بر غير است حرمت زنا از باب تعدي بر نفس است اگر اين تعدي بر نفس نباشد... لذا ميگويند اشكال ندارد در وطی به شبهه چرا اشكال ندارد؟ چون در آن جا تعدي بر نفس نيست طرف عَوَضي گرفته است خيال كرده كه فرض كنيد كه بله فلان، يا اين كه تصور كرده كه نكاح واقع شده گاهي اوقات اتفاق ميافتد، اتفاق نيفتاده؟ ميشود ديگر، مثلا فرض كنيد كه بعدا ميگويند آقا عقد را خوانديد؟ اِ يادمان رفت از هول حليم افتاديم خب اين ميشود وطی به شبهه همين است ديگر! اين در اين جا حرام نيست، اين قضيۀ تعدي بر نفس در اين جا محقق نشده است عمل خارجي يكي است فعل خارج يكي است. چرا شرب خمر حرام است؟ چون تعدي بر نفس است و إلا شرب خمر خيلي فوايدي به بقيه ميرساند زندگي يكي را ميگرداند فرض كنيد كه چند نفر را آباد ميكند با اين مغازهها شراب فروشي فلان اين حرفها ولي حرمت اين از بين بردن انسانيت است و پايين آوردن نفس در مرحلۀ حيوانيت است اين تعدي بر نفس است كه به واسطۀ اين ورود در حرم إله ميشود؛ يعني آن حريم إله ميشود به واسطۀ او، تمام گناهان همه از باب تعدي بر خود نفس حرام است البته در اين جا گناه يك ضرري ممكن است به كسي برساند در يك جا ممكن است ضرر نرساند بلكه منفعتي هم برساند، منافع ظاهري.

