جلسه ۱۱۹
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
راجع به شرط ضمني كه در جلسۀ گذشته عرض شد بعضي سؤالاتي داشتند و البته تتمّۀ آن را امروز بگوييم و بعد وارد بحث خودمان که بحث است احرام بشويم. به طور كلي اصل اولي در موضوعات شرعيه بر پيروي از اساس و سيرۀ عرف و سنت عقلائيه است اين اصل اول در همۀ مسائل است؛ آن وقت اين مسئله در مورد معاملات هم به همين كيفيت شكل پيدا ميكند در مورد عبادات هم به همين وضعيت شكل پيدا ميكند و فقيه بايد به اين اصل مهم پي ببرد كه به طور كلي ميزان شرع بر اساس پيروي و متابعت از مباني و سيرۀ عرف است؛ ولي ما احساس ميكنيم كه فقهاي ما و بخصوص اصوليين اينها از اين مسئله فاصله گرفتهاند و تصور ايشان بر اين است كه شرع در يك فضاي خاص تدوين شده و به ما ارسال شده است فضايي كه مخصوص به خودش است و در يك فرهنگي كه براي خودش تدوين كرده و براي خودش اين موضوعات را قرار داده است اين تدوين شده است و بعد به ما ارسال شده است دربعضي از موارد با سيره و سنت عقلائيه و عرف مطابقت دارد، در بعضي از موارد ندارد و اين هيچ ارتباطي به متابعت سنخيت موضوعات شرعيه و مباني شرعيه با مسائل عرفيه نيست.
اين مسئله غلط است معيار و بناي شارع بر تفاهم عرفي است و بر ارتكازات عرفي است مثلا در موارد خاصي كه خود شارع در آن جا نظري داشته باشد نسبت به اين قضيه قبلا هم صبحت شد و مثالهايي را در اين جا عرض كرديم كه اين تحدیدات و تقييداتي را كه شارع ميكند اينها نه بر اساس تعيين يك مبناي شرعي و تعريف شرعي است در قبال آن متفاهَم عرفي، بلكه بر اساس حَسم خلاف است؛ يعني براي رفع خلاف شارع اين تحديد را انجام ميدهد. مردم به شك و شبهه ميافتند حالا اين تعييني كه شده عرف تا چه حد نسبت به اين مسئله تفاهم دارد؟ بخاطر اين قضيه ميآيد شارع يك بنايي را قرار ميدهد.

