جلسه ۱۱۹
17الان بعضی از افراد هستند سوء استفاده ميكنند يك موردي بود كه اين مورد سوء استفاده كرده بود و تقصير مرد بود و بعد هم آن مهري كه كرده بودند پانصد سكه بود ولي اينها بين خودشان گفته بودند كه ما توافق بر مهرالسنه و اين چيزها ميكنيم كه با مخالفت اطرافيان روبرو نباشيم بعد از يك مدتي كارشان به چيز شد، ما تحقيق كرديم معلوم شد كه نه تقصير مرد است و اين زن در اين جا مظلوم واقع شده بود خلاصه صحبت شد ـ و قضيه مال چند سال پيش است شش يا هفت سال پيش است يا بيشتر ـ من گفته بودم كه اشكال ندارد شما ميتوانيد ايشان را طلاق بدهيد بالاخره طلاق شرعا در دست مرد است و لكن شما بايد مهريۀ ايشان را، پانصد سكه را بپردازيد گفت كه ما مهر را به مهرالسنه تبديل كرديم گفتم بنده تبديل نميكنم گفت اِ شما؟ گفتم بله بنده تبديل نميكنم حالا جالب اين جا است كه گفته بود: ايشان ادعايي نسبت به مهر ندارند! گفتم بنده دارم شما پانصد سكه را ميآوريد به بنده ميدهيد بعد هم خواستيد ايشان را طلاق بدهيد طلاق بدهيد! گفتند كه خب اگر نشود چه؟ گفتم كه: شما را به خير و ما را به سلامت!! كه رفتند به خير و ما را هم.... راحت شديم. اينها بمانند براي چه؟ براي آدم دردسر درست كنند؟ خدا خيرت بدهد از اول نيا! گفتم او بخشيده من نميبخشم پانصدسكه بياور اين جا بعد ميگويم كه اشكال ندارد طلاق ميدهي! توافق نداري! بسیار خوب و من ميدانم پانصد سكه را چكار كنم. اين طور نيست كه هر كسي هر غلطي بخواهد بكند و بعد هم به حساب اختيار بگذارد! حساب و كتاب دارد!
انشاءاللَه اگر بشود از فردا يك خرده زودتر بياييم خسته نشويم در بحث اول. معمولا بحث اول كش پيدا ميكند يك فاصلهاي باشد كه براي دوميهم آمادگي داشته باشيم من الان وقتم ميبينيم استارت باید بزنیم جاي نسبتا دقيقي هم هست.

