اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۹

0
فقه

احرام از محاذات میقات - شروط ضمنی شرعی - 10-06-1432

جلسه ۱۱۹

20
  • استاد: خب اين را خود ما گفتيم در صحبتمان، در آن جايي كه بناي عرف بر اين است، در اين مورد فرق مي‌كند بايد بر اساس بنا باشد در مورد دلار بناي عرف است يعني آن كسي كه مي‌خرد مي‌داند كه حتي پنج دقيقه ديگر ممكن است عوض شود پس با علمِ به اين مي‌خرد 

  • تلميذ: مصداق غبن هست یا نیست؟ اصلا معلوم نيست مصداق غبن باشد چون تفاوت خيلي ناچيز است 

  • استاد: نه يكدفعه ممكن است تفاوت زياد باشد يكدفعه يك قضيه... آن كسي كه اين كار را مي‌كند با ريسك اين كار را انجام مي‌دهد مثل اين كه فرض كنيد كه از اول مي‌گويد من خيار غبن را ساقط كردم مي‌گويند بابا ممكن است ضرر فاحش كني مي‌گويد به تو چه ربطی دارد؟ من مي‌خواهم پولم را در جوب بريزم اين هم همين است! 

  • تلميذ: در مَهر هم اینطور فرض کنیم عرف مهر المثل هست و اين داماد هم توان پرداخت را دارد اما يك مرتبه قيمت سكه دو برابر مي‌شود اين جا چه بايد شود اين جا بايد باز همان در واقع قيمت و شأن راحساب كرد آن مقداري كه اين بايد پرداخت كند؟

  • استاد: بله بعضي چيزها هم در اين جا هست؛ يك وقتي قيمت يك سِير متعادل خودش را طي مي‌كند مثل همه چيزهاي ديگر. يا فرض كنيد كه صد متر زمين در فلان منطقه آن مهر كرده است اين مي‌آيد قيمت خودش را چيز مي‌كند يا مثلا فرض كنيد كه پول رايج كه يك سِير طبيعي خودش را دارد. يك وقتي نه يعني مبنا و ميزان عرف بر اين قيمتِ عادي است، آن ميزان براي تعامل در بين طرفين است در اين عقد معامله يا نكاح يا غير نكاح. و هيمن قضيه در مورد معامله است فرض كنيد كه طرف آمده يك معامله كرده بر اساس ده سكه گفته: در قبال آن ده سكه بده! خب اين كه مي‌گويد ده سكه بده ده سكه كه يكدفعه بعد بشود دو برابر اين منظور است؟ هيچ وقت نيست مي‌گويد به جاي پول به من سكه بده اين بين طرفين است ارتكاز طرفين بر اين محوريت است بر محوريت سكه است لذا اين كه شرط ضمني مي‌گويم خيلي مسئلۀ مهمي‌است بخاطر همين فروعات و نكات ظريفش می باشد. اگر همان موقع كه عقد مي‌كنند يكي آن جا بگويد آقا قرار است هفتۀ ديگر فلان قضيه اتفاق بيفتد يكدفعه سكه مي‌شود دو برابر مي‌گويد نه آقا پس پنج تا كن! آیا مي‌گويد ده تا؟ نمي‌گويد ديگر، خر كه نيست، اين كه مي‌خواهد برود سكه بخرد از جيبش باید بدهد، نمي‌آيد كه اين كار را بكند. پس اين در اين جا قضيه مَهر هم بر همين اساس است، وقتي كه مي‌بيند قيمت سكه رفت بالا به همان ميزان مي‌‌آورد پايين، هزار تا مي‌شود هشتصد تا مي‌شود هفتصد تا، مگر اين كه آن سِير و روند خودش را داشته باشد و آن روند متعارف را طي كند؛ بله با گذشت زمان هم زياد شود اشكال ندارد.