جلسه ۱۱۹
19تلميذ: ببخشيد قضيه بیع که فرمودید که حقیقت این است که وارد درغبن و خیار غبن میشود این برای مشتری هم به همین شکل است بایع اگر قیمت بالا برود دیگر نمیتواند بخرد ... اگر هم فسخ بکنند مشتری هم نمیتواند این جنس را بخرد...
استاد: خب نخرد! خب این ميماند سرجای خودش آن هم ميماند سرجايش اين جا طوري نشده اگر اين جنس دست بايع بود مشتري هم نميخريد قضيهای اتفاق ميافتاد؟ هر طور كه ..
تلميذ: زمان از دست مشتري رفته!
استاد: نه نرفته! صحبت در اين است كه چقدر ما بايد زمان بگذاريم؟ در صحبتهايم عرض كردم يك وقتي يكي دو روز، يك فاصله ای كه طرفين بتوانند تدارك كنند به این غبن گفته نميشود يعني طرفين ميتوانند تدارك كنند بعد قيمت برود بالا يعني در اين چند روز كه ميتواند پولش را تبديل كند به جنس ديگر، كاري انجام بدهد.. بعد يكدفعه بر اثر يك امر غيراختياري يا سماوي يا غيرسماوي يا ارضي ارتفاع قيمت پيدا ميشود خب اين ديگر در اين جا غبني متوجه طرفين نيست ميتوانيم بگوييم تسامح و تكاهل بر معامله است كه انجام شده است ولي يك وقتي نه همان روزي كه فرض كنيد كه اين قضيه انجام شده اين مسئله انجام ميشود يا يك روز قبلش بوده كه طرفين اختيار ندارند مسلوب الاختيار هستند در تصرفات خودشان اين جا خب ضرر متوجه اين است يا آن است او بي جهت نفعي برده است و اين هم بي جهت يك ضرري متوجه او شده است حالا اگر شما بگويي برگردانيم سرجاي خودش انگار معاملهاي نشده است بله معامله نكرده چيزي از جايش تكان نخورده است
تلميذ: بعضی از اجناس هست که طبق عرف یک همچین قضیهای را در پیش داریم مثلاً دلار و سکه همه ميدانند كه صبح قيمت دلار و سكه فرق ميكند و اگر قرار باشد كه به مجرد بالا و پايين رفتن تمام معاملاتي كه انجام ميشود كنسل شود اصلا همه خود ميدانند كه اگر سكه ميخرند عصر با يك اعلام، قانون، كم شود يا زياد شود.

