جلسه ۱۱۹
16تلميذ: ...
استاد: بله ببينيد اين مهر بر اساس اين عقد نكاح تعلق گرفته است اگر نشوز نباشد و تقصير هم نباشد و مرد در اين جا و بر اساس اين توافقِ طرفيني اين انجام شود خب مهر بايد بپردازد، چون در اين جا زن عامل [جدایی نیست.] گفتم در بين صحبتها ممكن است بر اساس اختلاف در سليقه باشد، تقصير نباشد اين يك جور ميپسندد آن يك جور ميپسندد! اين اختلاف در سليقه است و آن وقت در مواردي كه مسئله به تقصير برميگردد فرض كنيد كه او مقصر است، وقتيكه مقصر است بايد به همان ميزان كسر شود فرض كنيد كه يك ازدواجي است در اين ازدواج تقصير از ناحيۀ زن است هفتاد درصد زن مقصر است ولي سي درصد هم مرد تقصير دارد در اين جا باز نبايد همۀ مهر را داد در اين جا بايد لحاظ اين كيفيت بشود البته باز يك مطلبي ديگري در اين جا هست كه آيا ثَيّبه بوده يا أبكارًا بوده آن در اين جا تفاوت ميآيد نسبت به خصوصيت آن تعلق مهر يعني به همين راحتي نيست قضيه، بالاخره علي كل حال الان در اين جا این زن تبديل به ثَيّبه شده و اين خودش يك مسئلهاي است از نظر چيز فرق ميكند، خب اين نكته را بايستي كه دراين جا لحاظ شود. من حيث المجموع بايستي كه در جمع بين مسائل مختلفه آن ميزان تشخيص داده شود اگر مرد در اين جا مقصر است بايستي كه همه مهر را بپردازد يا اين كه اضافه بپردازد اين كه در اين جا ميگويند طلاق در دست مرد است درست است طلاق در دست مرد است زن نميتواند طلاق بدهد ولي مسئلۀ طلاق با مسئلۀ مهر دو تا است، طلاق در دست مرد است و مرد ميتواند طلاق بدهد خب ممكن است طلاق در اين جا ظلم واقع شده است بر اين خب طلاق ميتواني بدهي ولي بايستي كه مهر المثل بدهي، طلاق در دست است دليل بر چيز نميشود.

