جلسه ۱۱۹
15تلميذ: یک شرط ضمنی دیگر هم بین مردم مطرح است.
استاد: چي؟
تلميذ: یک تبادر ذهنی در ازدواجها هست مثلاً كسي كه ميآيد مهريه را به تعداد سال تولد میگذارند 1380 سکه...
استاد: 1380 تا سكه؟
تلميذ: بله هست ديگر الان مرسوم است بعد هم خودشان ميگويند: كي داده؟ كي گرفته؟ ولي وقتي كه ازدواج صورت ميگيرد اين چيزي است كه الان مرسوم است خيلي جاها؛ ولي درعمل ميبينيم كه وقتي ا زدواج صورت ميگيرد ميروند شكايت ميكنند خب اين را نميتوانیم شرط ضمني قرار بدهيم كه يك مطلبي قبلا يادم است كه حضرتعالي مثل اين كه فرموديد ... اصلا عقد اشكال دارد
استاد: اصلا عقد اشكال دارد ميخواستم اين را بگويم اصلا اين عقد اشكال دارد
تلميذ: عقد و همه...
استاد: همه، بله، اشكال دارد همين كه ميگويد: كي داده؟ كي گرفته؟ اشكال دارد تمام شد
تلميذ: در عمل ميگيرند.
استاد: آن ديگر بنده مسئول نیستم.
تلميذ: انشاءاللَه آقا آن کتاب مهریه را هم بنویسید.
استاد: مهريه را مینویسم ببينيم كاري ميتوانيم بكنيم؟ بنده خدا يكي از دوستان و رفقا ميخواست ازدواج كند و موردي بود و طرفين هم متمايل بودند؛ موقع مَهر كه شد اينها گفتند دو هزار سكه گفت: اين خواهر بزرگترش قبلا ازدواج كرده دو هزار سكه بوده و ما كمتر نميدهيم! حالا آن شوهر ديوانۀ قبلي نميدانم روي چه حسابي بوده است آن هم همين طوري. حالا يا بخاطر پُز فاميلي يا بخاطر چي. گفته اتفاقا آنها هم نگفته بودند دو هزار تا، خود اين ديوانه ـ از اين ديوانهها هم پيدا ميشوند كم هم نيستند ـ رفته دو هزار تا داده، حالا به اين هم ميگويند چون خواهرش دو هزار تا الاّ بلاّ هر كاري كردند نشد. حالا آن بابا هم كم داشته، بابا آكبند بوده، همه آكبند هستند، او هم نگفت اين چه بساطي است؟ آن داماد قبلي ديوانۀ تو آمده دو هزار تا كرده اين چه گناهي كرده كه بايد بسوزد؟! نه، فاميل است از آن طرف هم اگر بگويند چيز است داماد بيچاره گير ميكند هيچي به هم خورد ديگر، پسر ميگويد من ندارم من دو هزار تا از كجايم بياورم بدهم؟ من از الان تا آخر عمرم كار كنم پانصد تا نميتوانم خلاصه تأمين كنم تا چه برسد به دو هزار تا و بعد هم با اين شرايط و خب آن وقت نتيجه اين كه ازدواج آنها بهم خورد!

