جلسه ۱۱۹
14تلميذ: خب اگر ناشزه نشد تا آن وقت كه طلاق گرفتند باز هم بايد برگرداند.
استاد: آن وقت ديگر آن جا مسائل مختلف است، تقصير كي هست زن مقصر است ممكن است زن تقصير هم نداشته باشد، مرد مقصر باشد، تقصير طرفيني باشد، پنجاه پنجاه باشد اينها همه هست انشاءاللَه در آن رساله كه راجع به مَهر قرار است بنويسم در آن جا ميگويم كه اصلا بسياري از اوقات مَهرالسنه تبديل به مهرالمثل ميشود يعني شخص برای اين كه از مهرالسنه سوء استفاده كند آمده... در حالتي كه مهرالمثل بايد بدهد، ظلم كرده است و اين ظلم دامان او را ميگيرد وبايستي كه با مهرالمثل و....
و به عكس آن هم است و اگر زن آمده خواسته نشوز كند و خلاف كند و چه كند و زندگي را به هم بريزد آمده زندگي اين را به هم ريخته و پدرش را درآورده مرد عمرش را از دست داده است همه آمدند جانب زن را دارند! ميگويند آن پدري كه از اين مرد درآمده عمرش از بين رفته با اين كارها ـ البته اين بايد ثابت شود همين طوري نيست ـ اين را چه کسی بايد بدهد پس لاضَرَر كجا رفته است؟ نه تنها مهر را بايد بدهد تمام خسارات را بايد به مرد بدهد، تو غلط كردي اين طوري آمدي شوهر كردي! در خانه پيش پدرت مينشستي شيطاني ميكردي، چرا آمدي پدر اين بيچاره را درآوردي آن وقت اينها همه بايد ثابت شود نه مرد ميتواند ظلم كند نه زن ميتواند ظلم كند هر كدام در جاي خودشان و در جايگاه خودشان، آن وقت اين دين دين كامل نيست؟ اين جوري است نه آن كه شما الان داريد ميبينيد كه چه مسائلي و چه مطالبي هست الان كار به جايي رسيده است كه تعجب ميكنم اصلا مردم ميترسند يك مهر بردارد آن جا به اجرا بگذارد فرض کنید زن بگويد باید بدهي وگرنه به اجرا ميگذارم بايد بدهي! نوشته است به مجرد عقد بر ذمۀ مرد تعلق ميگيرد كه بپردازد! این هم ميرود اجرا ميگذارد، دادگاه هم میگوید: آقا تشريف بياوريد بپردازيد خب مرد ميگويد بابا مگر من كاه خورده بودم كه بيايم اين را بگيرم

