اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۹

0
فقه

احرام از محاذات میقات - شروط ضمنی شرعی - 10-06-1432

جلسه ۱۱۹

12
  • اين مسئله يك مسئلۀ ‌عرفي است حالا بر اساس اين مسئلۀ عرفي شارع مي‌آيد و تقنین الزام مَهر را مي‌كند سوال من اين است اين شارع كه در مقام تشريع مي‌خواهد بيايد و تشريع مهر را بكند با اين وضعيتي كه من توضيح دادم كه بايد عرف در نكاح‌هايي كه انجام مي‌دهد در ازدواج‌هايي كه انجام ميدهد مبناي آن بر استقرار زواج و زندگي است؛ يعني وقتي كه مي‌بيند اين زندگي استقرار پيدا كرد حالا فرض كنيد كه اين را می‌پردازد.

  • الان هستند در خيلي از كشورها شما مي‌رويد ماشين مي‌گيريد همان موقع نبايد پولش را بپردازيد بايد برود يك ماه، پنج روز، يك هفته... با آن كار كند اگر عيبي نداشت، راضي بود و پسنديد آن موقع مي‌آيد پولش را مي‌پردازد يا اين كه اگر همان موقع پرداخته شده حقّ استرداد تا اين مدت مي‌گذارند كه شخص برود... خب و بسيار بسيار كار خوبي است بسيار بسيار روش پسنديده‌اي است و همه بايد اين كار را انجام بدهند در هر جا مي‌خواهد اين كار انجام بشود كار درست است شما برمي‌داريد يك وسيله مي‌گيريد كَم هم پول نمي‌دهيد بعد مي‌بريد احساس ناراحتي مي‌كنيد حالا بايد همين طور در ناراحتي باشيد يا اين كه نه يك هفته با او برو، مسافرت برو اگر ديدي راحت هستي در پيچها مسلط است در جاده مسلط است از تمام جهات براي تو معلوم شد در آن موقع ثبات پيدا مي‌شود و عقد مي‌شود عقد الزامي.

  • اين مسئلۀ مهر كه در زندگي كه كمتر از اين نيست مهري كه شخصي مي‌خواهد بپردازد بر چه اساسي بپردازد؟ شخصي كه مي‌داند اين يك هفته ديگر او را در راه مي‌گذارد دیوانه است كه بردارد پول بدهد! آقا بيا بگير تا يك هفتۀ ديگر برو، برمي‌دارد به كسي ديگر مي‌دهد يعني اين قدر مي‌ ارزد كه حالا يك هفته فرض كنيد كه اين قدر پول بدهد كه حالا خودش را بكشد و بميرد و فلان اين حرفها خب بلندشو برو اين همه هستند اين نشد آن يكي. در اين جا قضيه چيست اين با عقل و با مرام عقلا جور درنمي‌آيد با سيرۀ عرفي اين مسئله جور درنمي‌آيد اين بر اساس استقرار است حالا شارع در اين جا در مقام تشريع که می‌خواهد تقنین کند بگويد من چه خاكي بر سر كنم، مبناي عرف بر استقرار است من در اين جا بيايم چه بگويم؟ بگويم كه بنا بر استقرار است خب كي اين استقرار پيدا مي‌شود يك زندگي بعد از يك ماه استقرار پيدا مي‌شود يك زندگي يك سال بايد بگذرد يك زندگي همان هفتۀ اول معلوم است كه آيا با همديگر تفاهم دارند يا ندارند يك زندگي تا چندسال معلوم نيست من شارع چه قانوني بيايم وضع كنم كه آن قضيۀ عرفي و متفاهم عرفي در اين جا ملاحظه شود؟ قانوني نمي‌شود وضع كند نمي‌تواند قانون بياورد بگويد مستقر بشوند خب مگر .. كه فرض كنيد كه از فردا با همديگر به تفاهم مي‌رسند معيار ما نداريم معياري كه در اين جا در دست داشته باشيم اين طرفين بعد از يك هفتۀ ديگر زندگي ايشان دِسيبِل مي‌شود صاف قشنگ مي‌تواند برود جلو، يك معياري داشته باشيم كه اينها بعد از يك ماه زندگي ايشان روي روال مي‌افتد، معيار نداريم سليقه مختلف است افكار مختلف است فرهنگ‌ها مختلف است عملكرد مختلف است برخوردهاي طرفين در اين جا مسئله است شارع در اينجا آمده براي حَسم مادۀ خلاف گفته است که به مجرد عقد مهر در آن جا تعلق مي‌گيرد ولي چه پشت آن دارد شرط ضمني، مهر اول تعلق مي‌گيرد ولي نه اين كه بگيرد و بگذارد در جيب و حساب و خداحافظ شما و برود دادگاه و درخواست بدهد و برود پي كارش نه بابا دادگاه یقه او را می‌گیرد می‌نشاند آن جا، كجا داري مي‌روي؟ البته مهر مي‌گيرد البته مي‌تواند شرط بگذارد عندَ القُدرة و الاستِطاعة و امثال ذلك ولي ولي ولي.. اين تعلق مهر اين تعلق تعلق استمراري است يعني الزام آن مشروط به شرط لاحق است ، آن شرط لاحق استمرار بقاء زوجيت است