اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۸

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی بساطت اعمال عبادی و معاملات شرعیه (2) - 07-06-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۱۸

2
  • غير از اين موارد خاصه كه باز در اين جا نظر روي نفس آن عوض و معوض متركز شده است، گرچه شرط ديگري هم در اين جا گذاشته مي‌شود. مانند شرط‌هايي كه در عقد نكاح گذاشته مي‌شود كه آن عقد نكاح مترتب بر آن شرط نيست، بلكه مترتب بر نفس اختيار طرفين است. منتهي اين اختيار طرفين ممكن است داراي شرط‌هايي باشد چه از ناحيه ‌مرد اين شرط‌ها مطرح شود يا اين كه از ناحيه زوجه شرط مطرح شود، علي كل حال مسأله به خود طرفين برمي‌گردد، نه اين كه به خود شخص برگردد به نحوي كه شرط بدون صرف نظر از نفس طرفين.

  • هيچ وقت در عقد نكاح نمي‌آيند علي الامياء يك موردي را به نكاح دربياورند. خصوصيات آن بايستي كه مطرح باشد، شخصي كه وكالت ميدهد به فرد ديگري براي اجراي صيغه نكاح، او نمي‌آ‌يد فرض كنيد كه مادرش را بياورد به عقد اين آ‌قا دربياورد. حالا فرض كنيد كه مادر او 95 سالش باشد، خب علي كل حال ديگر يك وكالتي به ما داده شده و آن وكالت هم مقيد نيست. بالاخره آن شرايط و خصوصيات گفته شده و مخاطب هم بايد يك جو عقل داشته باشد، گرچه در وكالت اين مسأله قيد نشده است.

  • ولكن اين‌ها را به عنوان شروط ضِمنيّه مي‌گويند؛ يعني وكيل از فضاي موضوع و مسأله و از خصوصيات مسأله نمي‌تواند تخطي كند. شروط ضِمنيّه كه شنيديد ممكن است در ضمن بیع و عقد و اينها باشد و عرف بر اساس اين شروط، معاملات خودش را قرار ميدهد؛ که لازم نيست در هر جايي اين شروط را بياورد.

  • از شروط ضِمنيّه، عدم معيب بودن است. يك مالي است و شخصي مي‌خواهد آن را بگيرد و اين مال، معيب است و مي‌گويد: من اين را مي‌گيرم و او هم شرط صحت و سلامت نمي‌كند. خودِ اين عدم معيب بودن از شروط ضمنيّه است. يا اين كه فرض كنيد كه مالي است كه يك فصل خاصي دارد استفاده از او و الان آن فصل گذشته است و اين مشتري اطلاعي ندارد بر اين‌كه ديگر فصل استفاده از اين جنس و از اين مال گذشته است و او هم متذكر نمي‌شود. وقتي كه مي‌خرد، يك‌دفعه مي‌بيند عجب [این‌ها همه فصلش گذشته است]. اين‌ها همه شروط ضِمنيّه است؛ نمي‌شود گفت كه نگفتي خب چشمت چهار تا مي‌خواستي از اول چيز بكني. اين‌ها همه جزو شرايط ضِمنيّه‌اي است كه عرف به اين شرايط ترتيب اثر مي‌دهد. مگر اين‌كه خود آن بايع متذكر شود؛ آقا خبر داريد ديگر اين جنس را كسي نمي‌خرد و او هم مي‌گويد آقا در عين حال از تو مي‌خرم، خب اين مطلب ديگري است. ولي اگر بايع بخواهد در اين جا كتمان كند و اخفاء كند اين [شروط ضِمنيّه] در اين‌جا مي‌آيد.