جلسه ۱۱۸
6ببينيد در اينجا اصلا به طور كلي مسأله فرق ميكند، درحاليكه آثار بيع بر آن مترتب است. فرض كنيد كه از لزوم و عدم حق استرداد، تمام اينها بر آن مترتب است؛ اما آن كيفيت بسيطيه خود اين مسأله تفاوت ميكند، خصوصيت آن تفاوت ميكند، آن حكم بخشش دارد و حالتي كه براي انسان پيدا ميشود آن حالت، حالت بخشش است و آن حالت، حالت بخشش نيست. آنوقت مسائلي بر آن مترتب است. مثلا فرض كنيد كه در اخذ بالشُفعه در مورد بيع وقتي كه يكي از شركاء سهم خودش را چيز كند، شركاي ديگر ميتوانند اخذ بالشُفعه كنند بعد از اطلاع؛ ولي در مورد صلح نميتوانند اين كار را بكنند، در مورد هبه معوضه نميتوانند اين كار را بكنند، چون از دايره خريد و فروش اين مسأله خارج است.
بله! يك مطلب در اينجا هست و آن اينكه ـ در نظر بگيريد چون اين در مسائل كتب فقهی نيامده ـ اگر قصد شريك از انجام اين معامله، فرار از اعمال اخذ به شفعه شركا باشد نه نفس خود انجام معامله به نام صلح يا فرض كنيد كه به عنوان هبه معوضه؛ اينجا معلوم نيست ما بگوييم كه اين حق اعمال شفعه از شركاء ساقط ميشود. اين مسأله نيست در جايي، ولكن اين را شما در نظر داشته باشيد كه نميتوانيم به اين كيفيت بگوييم. در اين جا قاعده لا ضرر و لا ضرار حاكم است بر مطلقات و بر عموماتي كه آنها اِعمال شفعه را در فضاي بيع تلقي كردند.
تلميذ: در ارث چطور؟ در ارث پدري ميخواهد .. سهم خود را ميآيد تحريك ميكند كه آنها ... ميآيد آن جا ميخواهد در زمان خودش ببخشد يا به نحوي تقسيم كند كه به يك نفر نرسد، حقی نبرد اين ...
استاد: خب بله! البته در مورد ارث اين طور نيست. اگر ميخواهد در زمان حياتش بايد اين كار را بكند، مال خودش است، ميخواهد همه اموالش را به يك نفر بدهد، كسي جلوي او را نگرفته است. البته كار، كار خلافي است.

