جلسه ۱۱۸
5درست است! خيلي ما از اين مسائل داريم. يعني اين براي شما الان يك قدري معجب ميآيد، يك قدري كه چه عرض كنم؛ ولي براي خيليها نه، عكس مسأله در آنجا است. و اين نظرها را يك نظرهاي خلاصه امروزي تلقي ميكنند، نظرهاي اجتهاد پيشرو، نميدانم پسرو، پيشگام از اين تعبيرهايي كه مثلا حالا خروج از مباني و خروج از اصول بخواهد به حساب بيايد.
و اين عجيب است امام صادق عليهالسلام به شخصی، وقتي كه بايد او را تيمم ميدادند و ندادند؛ ميفرمايد كه خدا آنها را چه كند و... آخر مگر آنها نديدند كه در كتاب خدا است بايستي كه هر شخصي وقتي كه مريض هست و يا [مثلا در سفر] است ... فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً ... ﴿النساء، 43﴾ ﴿المائده، 6﴾ يعني حضرت در اين جا ميخواهند اين مسأله را بگويند که اين شرع بر اساس يك فهم عرفي و فهم عقلاني و فهم منطقي ـ اين فهم يعني ادراك ـ و یک ادراك منطقي در اين جا نازل شده است. هر چيزيش روي حساب و كتاب است، هر چيز بر اساس ملاك است. همينطوري نميشود كه آدم يك چيزي را بشنود و حفظت شیئا و غابت عنک الاشیاءُ.
اين مسأله در حقايق بسيطيه وجود دارد. در مورد متبايعين همانطوري كه عرض كرديم اين طور است. ولي همين قضيه را شما در مورد هبه معوضه فرض كنيد كه در هبه معوضه، عوض و معوض وجود دارد. ولي وقتي كه شخص يك هبه معوض ميكند؛ قصدش از هبه، فروش نيست، ميبخشد، نميخواهد بفروشد. زشت است كه بخواهد بفروشد و بگويد آقا من اين كتاب را، اين عبا را به شما بفروشم، اين را زشت ميداند براي خود، قبيح ميداند، خلاف توقع ميبيند اين مسأله را.
بيشتر در هبههاي معوضه مسأله به اين كيفيت است. در هبه هر كسي ميخواهد باشد اين تفاوتي نميكند، چه رفيق باشد چه غير رفيق، بناي هبه معوض، اعطاء يك امر است به لحاظ شخص مخاطب نه به لحاظ خود اين قيمته الاصليه در اين معوضي كه در اين جا آمده است. خود مخاطب در اين جا مورد نظر است؛ يعني شخصيت مخاطب در اين جا. والا اگر آن شخصيت مخاطب در اينجا نبود، در اينجا اين هبه را انجام نميداد، شايد اگر به خيلي قيمتهای بيشتر هم پيشنهاد ميكردند نميفروخت، چون مخاطب در اين جا مخاطب خاص است اين عمل را انجام ميدهد. مخاطب هم در قبالش براي اين كه ميگويد اين لطف و مرحمت تو را بي پاداش نگذارم، من هم در قبال آن يك عوضي در اينجا ميدهم؛ اين ميشود هبه معوضه. لذا هر وقتي كه همديگر را ميبينند احساس خريد و فروش نميكنند، احساس بخشش ميكنند. اين هم تا آخر عمر ميگويد من اين را تا آخر عمر بخشيدم به آن و آن هم چيزي به من داد. در اينجا ديگر قيمت آن مطرح نيست، ممكن است يك شخصي يك چيزي را ببخشد هزار تومان قيمت داشته باشد، آن چیزی كه ميدهد صد تومان قيمت داشته باشد؛ اين جا عوض و معوض بر اساس ارزش و قيمت اصلي معوض سنجيده نميشود، بلكه صرفا به ازاي يك بخشش تلقي ميشوند، يك عملي كه براي مخاطب در اينجا انجام گرفته.

