اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۸

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی بساطت اعمال عبادی و معاملات شرعیه (2) - 07-06-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۱۸

3
  • اين‌ها همه مسائلي است كه در باب معاملات، در آن‌جا اين مسائل هست. بحث شرط ضمني يك بحث بسيار مهمي‌ است كه فقيه بايد نسبت به شرايط اطلاع داشته باشد و در اين قضيه بحث كم شده است، بحث شده است نه اين كه نشده است. مرحوم نائيني و تا آن جايي كه يادم است مرحوم آقا شيخ محمد حسين غروي ايشان نسبت به شروط ضِمنيّه بحث‌هاي خوبي كردند ولي باز به نظر مي‌رسد كه آن طوري كه بايد در اين قضيه توسعه ندادند و جاي صحبت بيشتري را دارد در اين‌جا.

  • مسأله شرط ضمني يكي از مسائلي است كه در باب معاملات اين قضيه مورد بحث قرار گرفته و اين حكايت مي‌كند كه شارع، عرف را هيچ‌گاه فراموش نكرده است و مباني عرف را در نظر گرفته و بر اساس مباني عرفي، احكام را جعل كرده است الا در موارد مستثني و مخصَّص كه براي خودش مبنا دارد و موضوع دارد و حكم خاص به خود را دارد. به اين مسأله مي‌گويند شرط ضمني. در شرط ضمني فضا، بايد فضايي باشد که اگر فرض كنيد كه شخصي وكيل كرد فرد ديگری را براي يك عقد؛ حالا فرض كنيد كه پسر به عنوان مثال بیست و پنج سال دارد و مي‌گويد برو براي من عقد كن. وکیل هم می‌گوید: خب اين كه نگفته سن او چقدر باشد، شكل او چطور باشد، حالا بياييم مادر خودمان را كه افتاده و هر روز هم دارد به ما غر مي‌زند، اين مادر را بدهيم كه به ثوابي برسد و وکیل بگويد كه اين وكالت مطلقه است.

  • اصلا بعضي چيزهاي عجيب است که آدم مي‌شنود و اين شاخ كه سهل است، مي‌خواهد چنار در سر او دربيايد، شاخ اين قدر است، اصلا چيز عجيبي. بنده خدايي رفته يك پولي گرفته مثلا فرض كنيد كه يك شخصي از افراد پول گرفته براي اين كه فلان كتاب را چاپ كند ـ از افراد از ناشران سابق اسمش را نمي‌برم، تهران بود، از خيلي‌ها پول گرفته و رفته چاپ كند، هم در نجف بوده و هم در تهران، دو تا شعبه داشتند ـ و اين رفته گرفته كه كتابش را چاپ كند. پول را زودتر مي‌گيرند به عنوان بیع سلف. مثلا پول گرفته از اين، از آن، مرحوم آقا هم به او داده بودند؛ اگر بگويم چه كتابي، نام او مشخص مي‌شود. كه هر كتابي كه در مي‌آيد اين‌ها پول را قبلا پرداختند. خب نداشته بيچاره، نداشته و پول گرفته و بعد طرف مي‌زند زير قولش و متعهد نمي‌شود و ناشر ديگري مي‌آيد و مشغول اين طبع مي‌شود. خیلی زیبا شروع مي‌كند هر ماه يك جلد زدن و درآوردن و دادن.