جلسه ۱۱۸
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
بحث در حقائق بسيطيه و غير بسيطيه است، اين مسأله به خود مكلف ارتباطي ندارد، چه اين كه مكلف چه كسي باشد. صحبت ما در حقايق بسيطيه بود و ديدم كه در بعضي صحبتها شاید اين نكته در اين جا غفلت شده كه روي آن تأكيد كنيم كه مقصود از حقايق بسیطیه احكام چه عبادي و چه احكام معاملاتي به انحاء آن، صحبت در مقام صعود است نه در مقام اثبات؛ كه حالا بعضي اين را معتقد به بساطت باشند يا معتقد به تركّب باشند و در تركّب چه تبعاتي مرتب بر آن هست.
و به طور كلي صحبت اصلا در مقام ثبوت است كه در مقام ثبوت يك حقيقت و يك واقعيتي است كه اين واقعيت به اين كيفيت تجسم پيدا كرده است در علم عنائي و به واسطه آن حيثيتِ تكّونِ او در عالم اعيان، بر او احكام و آثاري مترتب شده است. و در اين مسأله شكي نيست كه هر كدام از اين حقايق بسيطه داراي اثر خاص خود هستند.
ديروز عرض كرديم كه در مسأله بيع، كاري متبايعين به خود بايع و مشتري ندارند. البته در بعضي از موارد شايد چرا مثلا ملاحظاتي باشد كه بايع ميگويد من اين مال را به تو ميفروشم مشروط به اين كه فقط خودت از اين مال استفاده كني و دست كسي ندهد، ميتواند اين شرط را بگذارد. مثل اين كه فرض كنيد كه جايي هست، كتابي هست نبايد اين كتاب را فرض كنيد كه كسي ديگر ببيند، يا اين كه وسيلهاي هست که اين وسيله يادگاري از آباء و اجداد است و نميخواهند از بين برود، يا اين كه منزلي هست و در اين منزل رعايت مسائلي بايد بشود و بايع شرط ميكند كه در صورتي كه مشتري خودش استفاده كند اين را به آن ميفروشد و اگر بخواهد واگذار كند اين خلاف شرع تحقق پيدا كند.

