جلسه ۱۱۷
2پس چرا اين طوري شد؟ آخر حرف آن موقع را بگذاريم در کنار اين سخن شما خب اين چه طور جور درميآيد؟! چرا اين بشر اين جور ميشود؟! يك قضيهاي است كه انسان نميخواهد به نقص [خود اعتراف کند]، مگر ما امام زمان هستيم، ما كه امام زمان نيستيم، حالا كه نيستيم پس چرا يك نقصي را نپذيريم؟! خب چرا؟! مگر بر ما وحي ميشود؟ مگر ما پيغمبريم كه اين مطالب خلافمان منافي با عصمت باشد؟ حداقل عصمت در تبليغ، مگر اين بود؟ خب وقتي نيستيم چرا نپذيريم؟! چرا در جايگاه خودمان واقع نشويم؟! چرا خودمان را در جايگاه خودمان نگذاريم؟! بله ما خلاصه شواهد بسياري براين مسأله داريم!! يعني خيلي!! همه هم ديدند همه هم شنيدند همه هم تجربه كردند هر اشتباهي كه ميشود؛ نه غلط است ... اين به اصطلاح همين است.
ديگر نتيجه عدم تزكيه و عدم تربيت، نتيجه عدم تربيت و عدم تزكيه اين است. خدا به داد ما برسد كه آن مسير... من در خيلي از قضايا با افراد كه صحبت ميكرديم، بله خيلي مسأله است كه آدم در حال خودش و در رفتار خودش اشتباهي كرده بگويد؛ من اشتباه كردم يا بگويد من منظورم اين بوده است الآن اين است. نگويد من هم همين را گفتم، من هم همين را چيز كردم.
آن وقت خدا ميآيد و براي انسان روشن ميكند كه بايستي از اول درست صحبت كند و بيخود با جوسازي و مسائل مختلف نيايد و عدهاي را در ضلالت قرار بدهد.
بسم اللَه الرحمن الرحیم
در مباحث روزهاي گذشته عرض شد كه مسألة احرام يك مسأله و يك واقعيت بسيط است. و در جلسه گذشته اين مسأله روشن شد و عرض شد كه حقيقت عبادات و حقيقت معاملات اینها حقايق بسيطه هستند كه هر واقعيتي و هر حقيقتي از نقطه نظر نوعيت خود، با آن معامله ديگر و با آن عبادت ديگر تفاوت ميكند و آثار آن حقيقت نوعيه با آن حقيقت ديگر متفاوت است، آثاري كه بر آن مترتب است متفاوت است، چطور اين كه انظار هم نسبت به اين مسأله و تبعات آن هم متفاوت است.

