جلسه ۱۱۷
10منتهي آن كساني كه خدا به ايشان یکخرده تيزي داده و فهم داده داده باشد می فهمند.
مرحوم آقا ميفرمودند نيازي به صحبت نيست ما يك نگاه كنيم همه چيز را فهميديم، نگاه كنيم! آنها نگاه نكرده همه چيز را خلاصه ميدادند و نيازي به صحبت و مذاكره و مصاحبه و از اين مطالب نيست.
حالا در اینجا مسأله چيست؟ در اینجا نميشود ديگر، در اینجا چون خود وكيل از طرف اين وکالت گرفته كه حالا برود به دختر بگويد كه من هم به تو يك همچنين چيزي ميدهم، اعتماد دارد، اینکه ميگويد هر دختري را براي من گرفتي، چون اعتماد به وكيل دارد به سليقه او اعتماد دارد اين جوري نيست كه چرتكه بياندازد و يكي را بياورد و بگويد...، نه اعتماد دارد، به سليقه او به عقل او به درايت او به تجربه او به حسن فعل و تصرفاتش، چون اعتماد دارد دربست ميگويد هر چه شد آقا براي من گرفتي قبول. درست شد؟
آن هم چون بعكس، چون اعتماد دارد ميگويد هر شوهري براي من اختيار كردي آن قبول است. درست شد؟ خب همين كه دارد اين اعطاء اختيار را و نميگويد كه كدام مورد، و تفويذ اختيار ميكند؛ من اختيار خود را به توي وكيل تفويذ ميكنم. سلب اختيار نكرده، تفويض اختيار كرده، وقتي كه آن اختيار تفويض ميشود حكم چيست؟ حكم تنفيذ است تفاوت نميكند.
حالا صحبت من اين است؛ چه فرقي در اين جا بين وكالت و بين عقد فضولي است با همین كيفيت و با همين خصوصيت؟ فقط فرقش اين است كه در آنجا به او وكالت داده نشده يك نفر ميخواهد ازدواج كند، يعني واقعاً فقط ميخواهد ازدواج كند مورد را نميداند كيست، و اين ميشناسد، مورد را اگر بداند يك روز هم تأخير نمياندازد، پول هم دارد، امكاناتش را همه دارد فقط مورد را نميداند كيست، به اين شخص هم اعتماد دارد و كارهاي او را ميپسندند، دربست هم قبول ميكند، ديگر بالاتر از اين. آن مورد دختر هم به همين كيفيت متقابلاً يك همچنين حالي را دارد حالا اين عملي را كه اين انجام ميدهد او هم انجام عقد است، ديگر همين طوري كه شير يا خط نكرده او عقد را انجام ميدهد، منتهي عقدي كه بايد مرد و زن آن عقد را ايقا كنند، اين شخص دارد آن عقد را انجام ميدهد اين با وكالت چه فرقي ميكند؟ هر دو يكي است. در هر دو اجازه است در وكالت فقط شرط صحت وكالت اعطاي وكالت در مورد خاص نيست، اعطاي وكالت است.

