جلسه ۱۱۷
8خود كلمات در فارسي هم همين طور است، يك وقتي شما با لحنتان يك جمله خبري را به جمله استفهاميه تبديل ميكنيد يك وقتي ميگوييد؛ زيد آمد، اين ميشود جمله خبريه يك وقتي ميگوييد؛ زيد آمد؟ اين كله را اين جوري ميكنيد يكخرده كله به كار ميگيرد چشم را هم باز ميكنيد اين ديگر معناي اخبار ندارد، اين معنا معناي انشائي دارد، با انشاء هم البته چيزهاي مختلفي دارد كه استفهام هم خودش جزء انشاءيات است يعني در استفهام شما طلب فهم ميكنيد، اخبار نميدهيد ميخواهيد اين حال خودتان را در زمان حال به مخاطب ابراز كنيد و بيان كنيد. درست شد؟
ولي در مورد عقد نكاح نيت چيست؟ شما نيت براي تحقق عقد نكاح داريد، شما براي تحقق عقد نكاح چه چيزي لازم داريد، اول نيت مرد است در ايجاد علقه به عنوان انشاء، و دوم نيت زن است به عنوان قبول که در خارج صورت پيدا ميكند بيش از اینکه ما چيزي نميخواهيم.
منتهي چون مربوط به طرفين است لذا در اینجا اين قضيه به خود آنها بستگي دارد حالا اگر يك نفر از طرف آن دو وكيل بود؛ من وكالت ميدهم به شما كه شما هر دختري را كه ميخواهي براي من عقد كني، حال اگر اين وكيل رفت و اين را انجام داد؛ دختري را كه اين نديده، اسمش را هم نشنيده، برود پيدا كند فرض كنيد كه كدام دختري براي اين مناسب است. بيايد بگويد كه خب آقا من يكي را پيدا كردم انكحت فلان تمام شد، آيا خود اين هم در مورد وكالت باز نياز به اجازه مجدد موكل دارد؟ نه ديگر چون از اول اجازه را داد، از اول اجازه را به نحو كلي داد ديگر نياز نيست به اين كه برگردد بگويد آقا من دختر فلاني را با اين اسم و خصوصيات اين هم عكس آن، به عقد شما درآوردم.
اين نگاه ميكند ميبيند عكس الآن است يا عكس ده سال پيش است به من دادي، ميگويد نه بابا اين را دادند، ميگويد نه برو عكس الآنش بیاور، اين عكس ده سال پيش، يا اینکه فرض كنيد كه به اصطلاح غِش در معامله نميشود! آقا در معاملات نميشود غِش كرد، بايستي كه بلند ميشود ميرود ميگويد نه اين طور نيست اين هم خصوصيت آن.

