جلسه ۱۱۷
7استاد: همان ديگر
تلميذ: پس .. حكايت از آن اخبار از آن
استاد: حكايت نيست يعني همان موجد است، يعني همان با خود لفظ آن ايجاد ميشود إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿يس، 82﴾ كن وجوديه در ذات پروردگار موجب تحقق فعل خارج است آن كن لفظيه و نفسيه در عاقد موجب تحقق اين حقيقت خارجيه است، آن لفظ حكايت نيست، حكايت به معناي اخبار به معناي اخبار از اين كه من در نفس خودم اين عمل را و اين فعل را انجام دادم اين طور است وقتي كه شما فرض كنيد كه از وكيلتان از موكلتان وكالت داريد ميگوييد انكحت موكلتي لموكلي يا اين كه انكحت موكلي لموكلتي داريد اين را به مردم ميگوييد؛ كه من نيتي كردم در دلم و الآن اين انكحت كه مي گويم، دارم خبر ميدهم از آنکه شما يك همچنين نيتي كرديد، چند ساعت شما نيت نكرديد شما با خود انكحت نيت قبلي شما زبانتان هم همراه با آن چرخيد اين را نميگويم كه اخبار از مافي الضمير بله اخبار تكويني از مافي الضمير دارد به اینکه تا نيت نباشد اين لفظ نميگردد.
چرا به جاي انكحت بعت نگفتي، ذهبت نگفتي، پس اینکه در اینجا ميگويي انكحت در اینجا حكايت ميكند كه شما اين عقد نكاح نفسي را در نفس خودتان متحقق كرديد ولي آيا اخبار است يا اینکه نه وحدت است، اين يك وحدت و فناء مفهوم، فناء لفظ در معنات است، وقتي كه شما انكحت ميگوييد هيچ نه مخاطب و نه خودتان به خود لفظ كار نداريد، بلكه به همان مفهومي كار داريد که اين لفظ حكايت از آن مفهوم ميكند آن مسأله، ولي اگر نه آمديد بعد از اینکه مجلس تمام شد به رفيقتان ميگوييد أنا انكحت فلانا لفلاني آن شخص ديگر در اين صورت اخبار را ميفهمد انشاء را نميفهمد، در حالتي كه هر دو لفظ يكي است و او هم فرق نميكند در یکجا اصلاً اخبار را نميفهمد در یکجا انشاء را نميفهمد، حال فرق ميكند، فضا عوض شده است، حال شما در بازگو كردن فرق كرده است.

