جلسه ۱۱۷
14وقتي كه ما علم داشتيم ديگر جاي تنفيذ در اینجا معنا ندارد، جاي اجازه در اين جا معنا ندارد، وقتي كه ما علم داريم مگر حتماً بايد وكالت باشد اين كه از وكالت بالاتر است در وكالت ميگويد برو هر دختري را خواستي براي من بگير شما، اصلاً مورد مشخص است اين دو تا ديوانه همديگر هستند مفتون همديگر هستند و همديگر را ميخواهند، يك دقيقه بدون همديگر نميتوانند، فقط گير اینها چيست؟ مسأله شرعي است، كه خب آن هم گاهي اوقات برداشته ميشود، همين مسأله گير را شما ميآيي برميداري، درستش ميكنيد، ميگوييد آقا بسيار خب اين هم عقد خوانده شد و ديگر در اینجا آثار شرع مترتب است. خب ديگر وكالت نميخواهد، به اين عقد فضولي نميگويند، عقد فضولي ديگر در اینجا نيست.
يعني به آن معنايي كه در آنجا گفتند، لذا اين قضيه را شما در حواشي خودتان ملاحظه بفرماييد كه در عقد فضولي نيازي به اجازه نيست، در صورتي كه اجازه متحقق باشد و آن اجازه متيقن و متحقق باشد.
لذا خيلي خوب است که رفیق يك دفعه به آدم تلفن کند که؛ شما ميدانيد كه در اینجا داماد شديد؟! بهبه خدا خيرت بدهد، يا به او بگويد ميداني شما در اینجا عروس شدي؟! خيلي خوب است يك دفعه به آدم يك خبر بدهند.
وقتي كه يك همچنین تصميمي در اين صورت باشد؛ نه این که آدم بگويد بله، بلکه خيلي ديگر در آنجا مسائلی هست! آن وقت شما در اینجا به آن مسائل و رواياتي كه در زمان ظهور حضرت آمده است كه؛ شخص دست ميكند از جيب آن رفيقش و هر چه پول لازم دارد برميدارد پي ميبريم كه حضرت دين جديد نياورده يا اینکه ميرود در دكانش يك كيلو سبزي ميخواهد، اصلاً صاحب مغازه نيست، هست، نميدانم، يك كيلو سبزي برميدارد ميگذارد در ترازو و ميآيد، يا اینکه اصلاً در ترازو هم نگذارد همان مقداري كه نياز دارد برميدارد ميآيد، البته دكان را نبايد خالي كند به اندازه خودش كه ميخورد بردارد، نه آن طور که ما داريم حرص ميزنيم، ولي اگر نه، فرض كنيد سيب ميخواهیم به اندازه خودمان، سه تا دانه سيب برميداريم ميآوريم.

