جلسه ۱۱۷
13فرض كنيد كه نهيشان كردند. يعني يك التزام شرعي براي خودشان به وجود آوردند كه نميتوانند انجام بدهند. اين رفيقي كه الآن ميآيد و حال اين دو تا را ميبيند به اینها ميگويد آقا من شما دو تا را براي همديگر عقد كردم؛ انكحت موكلتي فلان و تا اين حرف را ميزند اين دو نفر چيز نكردند نگفتند نحن اجزنا، نگفتند نحن ثبتنا، نحن نفذنا، نگفتند، هيچ نگفتند، وقتي اين حرف را به اين دوتا ميزند آيا اين دو تا محرم هستند يا نيستند؟ چه مانعي از محرميت در اینجا وجود دارد؟ چه مانعي از اين وجود علقه نكاحيه در اینجا وجود دارد؟ چه مانعي در اینجا هست؟ اگر ما عقد فضولي را جايز ميدانيم وقتي ميگوييم اصلاً عقد فضولي چيز نيست نه هست عقد فضولي هست منتهي در اینجا منوط به اذن است، مگر در اینجا اذن نيست؟ اين كه دو تا مثل نارنجك دارد كله ايشان به سقف ميخورد. اين حكايت از اين اجازه ندارد؟ اين فرض كنيد كه تا ببينند و آنها هم ميبينند يك همچنين مسألهاي است يعني به حساب ببينند كه اين شخص ميتواند اين را انجام بدهد بدون وكالت انجام بدهد بدون اینکه اصلاً... اين اشكال ندارد.
آنکه ما در عقد فضولي داريم اجازه طرفين است، ما غير از اینکه چيزي نداريم، اینکه طرفين وقتي كه شنيدند نسبت به اين مسأله اجازه بدهند. خب وقتي كه ما علم به اجازه آنها داريم اين نياز به اجازه مجدد ندارد، نفس آن عقدي كه ايجاد ميكند و اين يك اصل اساسي توحيدي و عرفاني است كه اگر به اين قضيه بخواهيم وارد شويم آن وقت ديگر ميرود در مسائل و مطالب ديگر آن وقت ميگوييم كه آقايان آمدند آنها را داخل در اين مباني فكري كردند.
من امروز فقط آمدم يك دريچه را باز كنيم، كه ببينيد كه چه مطالبي ميتوانيم ما در اینجا برسيم، به چه مسائلي ميتوانيم برسيم، اگر انسان علم دارد ما در آنجا که احتمال است حرفي نميزنيم، در احتمال درست، در آنجایی كه انتخاب است، اختيار است در آنجا اختيار در انتخاب در آنجا مسأله است، درست؟ در آنجایی كه باز مورد جاي تأمل و اين حرفها است، تمام اين حرفها را ما كار نداريم. همان طوري كه خودمان موردي را ميبينيم و با چشم باز او را به عقد درميآوريم با همين خصوصيت و با همين كيفيت نسبت به اختيار اين شخص و انتخاب اين شخص و ميل اين شخص و اراده اين شخص در اين مسأله ما علم داريم. نه اين كه ظن داريم، علم داريم.

