جلسه ۱۱۶
9ولي وقتیکه آمد يا خودش يا اينكه وكيل او آمد گفت: كه أنکَحتُک، يا وكيل او گفت: أنکَحتُ موکلَتی لمُوَکِلِکم علی الصِّداق. آن آقايي كه آنجا نشسته از طرف آقاي شاهداماد ـ شاهداماد نگوييم ـ از طرف آقاي ماه داماد ميگويد: قَبِلتُ النّکاحَ لمُوکلی علَی الصِّداق. وقتیکه اين را ميگويد، يكدفعه اين عروس و داماد كه آنجا نشستند دارند ميشنوند، يكدفعه يك چيزيشان ميشود. اگر كنتوري باشد، يك دستگاهي باشد [که] نشان بدهد اين باطن را؛ خيلي چيزها را آدم ميفهمد كه اين چه تغيير و تحولي صورت گرفته؟ اين واقعي است كه چه تغيير و تحوّلي يك مرتبه پيدا ميشود و يك حقيقتي در وجود اينها به وجود ميآيد. يعني اين حقيقت به وجود ميآيد، اين تعلق به وجود ميآيد، ديگر تمام شد! ديگر هيچ صحبتي از اينكه چه شرط و شروطي بگذاريم نيست، ديگر الآن چه بگوييم، براي همديگر چه خط و خطوطي بكشيم ديگر نيست، چه وعدههايي به همديگر بدهيم ديگر از اين حرفها نيست، چطوري با حرفهايمان سر همديگر را شيره بماليم ديگر از اين حرفها نيست ـ البته همه منظورم نيست، بالاخره مواردي هم خيلي به ندرت هست مواردي هم پيدا ميشود كه خب اينها چيز نيست خلاصه بر اساس چيز و اينها است، شوخي ميكنيم. خيلي حرفهاي ما را جدي و اينها نگيريد، بعضي چند درصدي، البته هفتاد هشتاد درصد البته غلبه نداشته باشد درست درميآيد، يعني اينها گاهي اين جوري نيست ـ درست شد! ديگر حرف از اين وعدهها نيست، حرف از اين نميدانم قول و قرارها نيست، تمام شد. حالا صحبت اين است كه ميگويد خب حالا اين قولهايي كه داديم برويم عمل كنيم، اين شرط و شروطي كه گذاشتيم حال برویم عمل کنیم. اين حال چيست؟ اين حال حالت بسيط است.
پس بنابراين تمام اين افرادي كه ميگويند... البته حالا روايات آن را ميخواستم بخوانم... كه رواياتي كه در اینجا ممكن است چيز باشد بر چه اساسي است؟ تفاوتي كه دارد؟

