جلسه ۱۱۶
2لذا ميفرمايند كه الحجّ عَرَفةٌ.1 در روايات داريم كه اصلا حقيقت حجّ عبارت از عرفات است و كسي كه عرفات را درك كند حتي اگر وقوف اضطراري عرفات را هم درك كند در اینجا حجّ او صحيح است. حجّ، حجِّ واجب نيست، گرچه بعضي گفتهاند كه بدون مشعَر صحيح نيست؛ ولكن اين مسأله همانطوري كه عرض كردم به كيفيت برداشتها برميگردد.
ولي فرض كنيد همين مسأله در مورد رميِ جمار نيست، قضيۀ مشعر و آن حالي كه در مشعر هست. حالا ان شاءاللَه بعدا ميآييم وقتیکه رسيديم اينها را سر فرصت عرض ميكنيم كه در چه حال و هوايي انسان اين عبادات را انجام ميدهد، كه آن نفسِ آن عبادت است كه آن محقِّق اين مفهوم است در عالم خارج كه عبارت از همان عالم نفس باشد. اينها همه فرق ميكند، طواف به دور كعبه يك حقيقتي است واقعيّة و بسیطة كه محقِّق آن و مكوِّن خارجيِ آن عبارت است از همان هفت شوطي كه انجام ميشود و كذلك تمام آن اعمال و تكاليفي را كه شخص انجام ميدهد، همۀ آنها آن حقيقت بسیطة را دارد.
و شما در اینجا بايد نگاه كنيد و ببينيد كه چقدر واقعا بر اين زائر و بر حاجّ ظلم ميشود اگر انسان او را از اين واقعيت دور نگه دارد و اين مسأله را به او گوشزد نكند كه الآن تو داري دور كعبه ميگردي و بايد در اين حال و هوا باشي! امّا حالا ما آن حقيقت و واقعيت بسیطةاي را كه طائف بايد خود را متحقِّق به آن كند، آن را به طور كلي در نظر نميگيريم و فقط ذهن او را متوجه خم و راست شدن شانه و انطباق آن با بيت قرار ميدهيم! يعني توجه زائر باید به آن حقيقت بسيطۀ طوافيّة [باشد] که آن محقِّقِ آن طواف است در نفس اين حجّ و در نفس اين شخص حاجّ، امّا ما فقط ذهن او را متوجه آن [خم و راست شدنها] ميكنيم. لذا وقتي طواف را انجام ميدهد، اين نمازي كه ميخواند، واي! واي! سر نماز چه ها ميبينيم! وقتي ميآيد يك كناري مينشيند ميبيند هيچ تفاوتي نكرده؛ آخيش راحت شديم! راحت شديم. يعني حالي در خودش نميبيند، احساسي در خودش نميبيند، اگر هم باشد خيلي ضعيف است، دو درصد است، پنج درصد است؛ اما نود و پنج درصد توجّه او به خط موازي با حجر است! با حجر است! نود و پنج درصد توجه او به انطباق اين مِنكَبين است با بيت و امثال ذلك است و همینطور هلمّ جرّا نسبت به ساير مسائل! درست شد!
- ـ عوالی اللئالی، ج2، ص 97: و رُویَ عن علیٍّ علیهالسلام: أنَّ یَومَ الحجّ الأکبرِ هو یومُ عرفة. و منه قولُه علیهالسلام: الحجّ عرفةٌ.

