جلسه ۱۱۶
10تمام عبادات و تمام معاملات اينها حقايق بسیطة هستند كه اين حقايق بسیطة، بر اساس نيت فاعل و نيت مكلّف در مقام تكليف وجود خارجي عيني پيدا ميكند، به خارج كار نداريم [در] اعيان؛ وجود خارجي عيني نفسي پيدا ميكند و ظهور اين وجود خارجي نفسي در عالم اعيان به صور مختلفي حاصل ميشود. ظهورش گاهي اوقات فرض كنيد كه با تكبيرة الإحرام است، ظهورش گاهي با أنکَحتُ است، گاهي اوقات با بِعتُ و اشتَرَیتُ است، گاهي با صالَحتُ است، گاهي با وهَبتُ ظهورش گاهي اوقات با صمتُ و صلّیتُ و امثال ذلك. اين ظهورها در خارج است كه آن حالت براي انسان حاصل ميشود، اين همان ظهور خارجي است.
اين مسأله را در ذهن داشته باشيم كه آن حقيقت بسیطة بايد در تحقق و در انشاء مُمضاي شرع باشد، بايد بر طبق ميزان شرع باشد. يعني اگر آن حقيقت بسیطة بخواهد بر منوال شرع باشد بايد كه بر همان كيفيت دستور شرع انجام شود. و لذا اگر فرض كنيد كه آن حقيقت بسیطة را بخواهند طرفين در نكاح با صلح انجام بدهند؛ خب مسأله با لفظ صالَحتُ انجام نميشود، بايد با لفظ أنکحتُ بايد انجام شود، يعني همان حقيقت نكاحية. يا اينكه فرض كنيد وقتیکه در حقيقت صلاتية شخص ميخواهد وارد شود اصلِ اول، ورود در صلاة است كه تلبس به آن واقعيت است، منتهي براي ورود در آن مسأله شارع تكبيرة الإحرام را قرار داده است كه تكبيرة الإحرام، آن حكم باز شدن در را به روي شخص وارد به فضا، به ساختمان و باغ و امثال ذلك که تا در بسته است شخص نميتواند وارد شود، گرچه نيت براي ورود در اين فضا را داشته باشد. پس تكبيرة الإحرام مساوي با آن حقيقت صلاتيّة نيست؛ بلكه حكم باز شدن در را دارد و از علل مُعدّة براي تحقّق آن حقیقت صلاتية به حساب ميآيد.
اين مسأله در مورد احرام هم همینطوراست. احرام يعني نيت ورود در فضاي خاصّ احرام كه آن فضاء خاصّ اقتضا ميكند كه شخص از خوديّت بيرون بيايد و آثار عبوديت را داشته باشد و هيچ ظهوري از مظاهر كثرت و تعلّق را با خود نداشته باشد. انگشترش كه اينقدر تا حالا مستحب بود ميگويند بايد اين را در بياوري. انگشتر اينقدر در موقع نماز مستحب است، انگشتر عقيق، فيروزه و ساير انگشترها را ميگويند بايد دربياوري! اینجا استحباب بي استحباب! استحباب تا الآن است، از اینجا به بعد بايد نمازت را بدون آن استحباب بخواني.

