جلسه ۱۱۶
7درست شد، اينها چيزهايي است كه انسان اين مسائل را بايستي كه در نظر بگيرد، و همینطور مطالب خيلي بالاتري ميآيد تا حتي به سطح مسائل و احكام حكومتي واجتماعي ميرسد، كه چطور فقيه خودش را متحقق ميكند و متلبّس ميكند به لباسي كه آن لباس يك واقعيت خارجيه بسيطه عباديه يا اينكه بسيطۀ معامليّه است؛ اسم اين واقعيت را ميگذاريم صلاة، اسم اين واقعيت را ميگذاريم بيع.
وقتیکه شما بيع ميكنيد، چه ميكنيد؟ قبل از اينكه اين كتاب را به شخص بدهيد و اين مال را بگيريد چه ميكنيد؟ آيا صرف اين كتاب را دادن و مال و عوضي را گرفتن، به اين بيع ميگويند؟ يعني اگر من كتاب را بگذارم آنجا و پول هم در واقع بيايد پيش من، اين بيع شد؟ فقط در اینجا يك حركت كمّيّة و أینيّة در مكان انجام شد. پول اینجا بود با من دو متر فاصله داشت، كتاب اینجا بود با ايشان دو متر فاصله داشت، اين يك حركت در مكان ايجاد ميشود، اين ميرود اینجا و آن هم ميآيد اینجا؟! اين كه بيع نيست! پس چرا ميگويند بيع؟ به خاطر اينكه يك قضيهاي در جاي ديگر بايد اتفاق بيافتد؟ آن قضيه اين نيست كه اين كتاب را كنار ميگذاريم، اين ظهور آن حقيقت و قضيۀ بسیطة است.
وقتیکه شخص عقد نكاح ميخواند چه قضيهاي اتفاق ميافتد؟ همينكه به اين بگويد أنکَحتُ من تو را به نكاح درآوردم، در اينجا حقيقت نكاحية محقق ميشود؟ نه! الآن بنده به اين ديوار ميگويم أنکَحتُ، حالا من به اين محرم شدم و اين زن ما شد؟ يا فرض كنيد كه به مردي بگويد أنکَحتُ، آن زنش ميشود؟ گرچه الآن در خيلي از كشورها قانون آمده و ازدواج از اينها هم داريم. بله! از اين چيزها هم داريم، از اين مسائل هست، درست شد؟ ـ با هم زن و شوهر ميشوند، مثل هم هستند، نميدانم اين قضيه چيست آخر؟ كه دو تا هم مثل هم باشند، زن و شوهري چطوري ميشود؟ مسأله عجيبي است! حالا كدامشان زن هستند؟ لابد يك شب اين زن ميشود آن يكي مرد ميشود، فردا شب آن يكي ميشود، بايد در اين تأمل كرد آخر اين چطوري است، احكام من درآوردي است. ولي خب شده ديگر! و قانون هم دارد و براي اين چيزها هم قانون ميگذارند و قانون حمايت از حيوانات داريم ـ.

