جلسه ۱۱۶
4دعاي روز عرفۀ سيدالشهداء مقدمۀ قبلي ميخواهد! همينطوري نيست، مقدمه ميخواهد آمادگي ميخواهد، اجتماع ذهن ميخواهد، اجتماع حواس ميخواهد! خنديدن، شوخي كردن و ... در روز عرفه، اينها همه منافات دارد با آن مسائلي كه بايد اتفاق بيافتد و آن چيزها دل را ميبندد! ميگيرد! شما روز عرفه ميشود ميبيند كمي فرق كرديد، يك كمي، روز بدي نبود، با بقيه روزها قدري فرق داشت، اينكه نيست عزيز من. در روز عرفه بايد زير و رو ميشدي! ديديد اين بيل ميكانيكي ميآيد [و از] زير مياندازد [و] خاك را از زير درميآورد و مياندازد كنار؟ درخت را از ريشه [درمیآورد]! بايد در روز عرفه اينطوري زير و رو ميشدي و خاكت عوض ميشد، مَتِريالَت ـ [مادهات] ـ و فلزَّت ميبايستي كه در اين روز تغيير پيدا كند! درست شد؟ يك عده را هم ميبيني و نگاه ميكني ....
يكدفعه ما يك سال رفته بوديم براي حجّ، هنوز نرفته ديديم کنار كاروان بلندگو گذاشتهاند! چه خبر است؟ آقاي فلان مداح اینجا آمده! خب آمده كه آمده! تو هم مثل بقيه بيا، تو هم بالاخره آدم هستي، تو هم بالاخره شيعه هستي، تو هم بالاخره اینجا توفيق پيدا كردي، اين داد و بيدادها چيست؟ چه كسي را داري گول ميزني؟ سر چه كسي را داري شيره ميمالي؟ چيست دعا؟ چيست بلندگوهايي كه گوش آدم را كر ميكند گذاشتي در خيمۀ فلان حجّاج، بعد هم اسمش را گذاشتي دعاي كميل! اين دعاي كميل بر سرتان بخورد! به جاي اينكه در امشب سكوت باشد، از سكوت شب عرفه بايد فيض ببري! نه نعرههاي إلهی اَلعَفو! آنها براي آدم درد را دوا نميكند! از در خود بودن، دردت دوا ميشود؛ از سر به جيب تفكر فروبردن، دردت دوا ميشود؛ از به فكر بدبختي و بيچارگي افتادن، دردت دوا ميشود! نه دادها و نعرههاي یا ربّ یا ربّ! خب اين كه نشد! همه جا همينطوري بوده است. [در] شب دعاي عرفه، روز هم دعاي ندبه، بعد از ظهر هم يك صداي عجيب و غريبي؛ اينها حرام است، تمام اينها آزار و اذيّت حجّاج است و همۀ اينها حرام است. درست شد؟ آقاي فلان است نميدانم دعايش اينطور است، نميدانم اين چيزش اينطور است، ميخواهي دعا كني؛ کاروان به تو دادند، اتاق به تو دادند، ساختمان به تو دادند، برو در ساختمان خودت اينقدر نعره بزن كه همه شيشهها بيايد پايين، خب خودت ميداني و صاحب ساختمان كه بايد دوباره شيشه بياندازي يا نه. اين قدر داد بزن كه سقف بيايد روي سرت، هم خودت و هم بقیه راحت شوند. چرا اين داد را گذاشتي براي شب عرفه؟!! چرا؟ يعني بايد حاجي در شب عرفه گوشي ببرد در گوشش تا صداي تو را نشنود، اين است؟ در صبح روز عرفه، حاجي حتما بايد دستش را در گوشش كند، اينطوري به ما گفتند حجّ انجام بده؟ بله؟ زمان ائمه این مسائل كجا بوده؟ مگر نديديم مگر تجربه نداريم زمان ائمه را، مگر در كتابها نيست؟ آنها هم با خودشان بلندگو ميآوردند، امام صادق و اينها، اين داد و نعرههاي گوش خراش را ميزدند؟! همچنين ميكروفون را نگه ميدارد انگار دارد در حلقش فرو ميكند! آقا يكقدری دورتر طوري نميشود، بعد هم اين ولوم بكن تا آخر، هر چه صدا است تا عرفات كه هيچي تا مشعر و مني هم برود؛ كه چي؟ يعني آخر اينها چيست؟ اين تابلوها كه چي؟ به طرف كاروان فلان حاجي، فلان مداح، به طرف كاروان، همه جا بله اینجا هم بله؟ اینجا كه ديگر جاي اين حرفها نيست! آقاجان در روز قيامت تو را ميآورند ميايستانند؛ يكييكي اين نعرههايي كه زدي دل چند نفر را شكستي بيا جواب بده! ميگويد: اي داد بيداد حالا بيا كار خير هم انجام بده! میگویند كار خيرت كجا بوده آقا؟ سر همه را شيره ماليدي سر مأمورهاي ما را كه نميتواني شيره بمالي. مأمورهاي ما ميآيند آن نيت، آن واقع، آن غرض، آنها را ميآيند قشنگ عكس برميدارند ثبت ميكنند و بر طبق آن در اینجا محاسبه ميكنند.

