اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۶

0
فقه

احرام از محاذات میقات - لزوم توجه به باطن و حقیقت بسیط عمل نه ظاهر آن - 04-06-1432

جلسه ۱۱۶

16
  • تلميذ: ............؟

  • استاد: نمي‌شود به او گفت.

  • تلميذ: ..............؟

  • استاد: اگر نمي‌شود خب نشود، چوبش را هم بايد بخورد. اين‌قدر چشم و گوش او بسته است؟ چطور چشمش براي چيزهاي ديگر باز است. فكر كند كه اين قدر علاقمند به او شدي تو كه پانصد تا سكه داري مهرش مي‌كني، فردا قبل از...، سكه‌هاي تو را به اجرا مي‌گذارد. باز هم مي‌گويد باشد؟ اگر مي‌گويد باشد، زير همان بار باید برود. اگر قرار بر اين است كه با اين مسأله اين طوري چشم و گوش [بسته برخورد کرد] ـ آخر در اين قضيه چشم و گوش‌ها خيلي بسته مي‌شود، اتفاقا جوان هم نيست! جواني هم نمي‌خواهد! بزرگ‌ها هم همین‌طور هستند آن‌ها هم در اين مسائل گاهي اوقات پيدا مي‌شود كسي كه خلاصه چشم و گوشش بسته مي‌شود، همه چيز را فداي بله ... اينها چيزهايي است كه بايد تنبه پيدا كند، توجه پيدا كند، عواقب و تبعات آن را بايد ببيند و اين كه اصلا نمي‌شود. يا بزرگترها مي‌آيند مي‌گويند كه آقا بيا مثلا اين كار را بكن ما ضمانت مي‌كنيم كه خب خودشان بايستي كه متقبّل شوند، و اگر خودش هست كه خب اين اصلا نمي‌شود. چطور در موقع چيز آن دختر خانم به خاطر علاقه‌اي كه پیدا مي‌كند، آن نمي‌آيد از پانصد سكه بگذرد فقط يك طرفه اين بايد بيايد بدهد؟ خب تو كه علاقه پيدا مي‌كني، چرا پانصد تا مي‌گذاري؟ يك مهرالسنة بشود ديگر! او آن‌جا خوب يادش مي‌دهند كه نه قبول نكن! بگو كه دخترخالۀ من اين قدر گرفته، نمي‌دانم پسر دايي من اين‌قدر گرفته، حالا چطور به این‌جا كه مي‌رسد؟ مگر تو من را نمي‌خواهي؟ اگر من را مي‌خواهي بايد بيشتر پول بدهي! آن هم بگويد تو اگر من را مي‌خواهي بايد كمتر بگيري؟ چرا فقط تو من را مي‌خواهي [اینطور کنم] ،تو من را مي‌خواهي موقع پول دادن! فردا هم كه مي‌شود در دادگاه [میگویی] بيا پولها را بده!! پس كجاست اینکه تو مرا مي‌خواستي؟ فقط مي‌خواستي خرت از پل بگذرد، بروي پولها را به اجرا بگذاري؟