جلسه ۱۱۶
1أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
در بحث احرام عرض شد كه آيا احرام يك واقعيت بسيطة است يا اينكه يك حقيقت مركبة است؟ در اين خصوص اختلاف است، و اين اختلاف ناشي ميشود از كيفيت نگرش فقيه به حقيقت اعمال عبادية يا غير عبادية؛ كه در آنها آن خصوصيتِ آن حقيقت مفهومية به نحو خاص بايد در خارج تحقق پيدا كند تا اينكه آن قضيه و واقعيّت موجب ترتّب اثر خاص خود شود. البته شكي نيست در اينكه در عباديات و همینطور در معاملات آنچه كه هست عبارت است از اين نيت براي تحقق فعل، و آن نيت خودش اعمال اثر ميكند و آن موجب ترتب اثر خواهد بود؛ چه در عبادات و چه در معاملات و منظور از معاملات در اينجا خود نكاح را هم شامل ميشود. چون در بحث معاملات مسأله عوض و معوّض مطرح است و مسأله بُضع در اینجا مطرح ميشود؛ و لهذا اين را هم داخل در بحث معاملات كردهاند كه با شرايط خاصي تحقق پيدا ميكند.
در همۀ اينها آنچه كه محقِّق مسأله است، همان نيّت آن فعل است. لذا اگر شما چه در عبادات و چه در معاملات مسأله نيّت را حذف كنيد؛ آن معامله يا آن عبادت صورت خارجي پيدا نميكند. و اين قضيه نه به عنوان شرطُ العلّة است بلكه به عنوان اصل و واقعيتِ خود همان نيت است كه به واسطۀ نيت، انسان آن فعل خارجي را محقَّق ميكند. در اینجا فعل خارجي عبارت است از يك امر نفسي كه ما اسم آن امر نفسي را ميگذاريم فعل خارجي، يعني فعلي كه خارج از آن مفهوم است و در وعاء خارج تحقق پيدا ميكند. مقصود، آن عالم اعيان نيست؛ آنچه كه در عالم اعيان است آثار آن فعل خارجي است، آثار آن فعل نفساني است.
وقتیکه شما نگاه ميكنيد ميبينيد يك فردي دارد نماز ميخواند، اين نماز عبارت است از يك امر و نيت قلبي. همانطوري كه در آن روز عرض شد كه اين حقيقت صلاتيّة به عنوان يك حقيقتي كه أوّلُه التکبیرُ وَ آخِرُه التسلیم و اينها نيست؛ بلكه عبارت است از يك واقعيت بسيطةاي كه اين افعال خارجي حاكي از آن واقعيت بسيطةاند، و هر كدام از اينها نمودار و ظهور آن حقيقت و واقعيت بسیطة هستند كه متكلم خود را در آن واقعيت قرار ميدهد و اين واقعيت بسیطة و حقيقت بسیطة با حقيقت بسيطۀ صوميّة متفاوت است، با حقيقت بسيطۀ حجّ متفاوت است، و همینطور در خود حجّ هم شما نگاه كنيد نسبت به مواقف مختلفه، هر كدام از اينها يك حقيقت بسیطةاي دارند كه آن حقيقت بسیطة يك ظهور خارجي دارد كه عبارت است از آن اعمالي كه انسان انجام ميدهد. حالتي كه براي انسان در مشعَر پيدا ميشود، آن حالت در عرفات با حالتِ در مشعر متفاوت است، دو حالت مختلف است؛ آن حالت، حالت إبتهال است و حالت توسل است و حالت إنابه است، [ولی] در مشعر حالت، حالت إنابه و إبتهال و اينها نيست، بلكه حالت شعف و سرور و ورود در حرم است كه اذن و اجازۀ دخول در حرم داده شده است و حاجّ، اين باب را براي خود مفتوح ميبيند كه داخل شود ولي در عرفات مسأله اين طور نيست. در عرفات حالت انتظار است كه آن رحمت الهي بر او ببارد و او را مستعدّ براي ورود در حرم كند و اين خيلي مسأله، مسأله عجيبي است.

