جلسه ۱۱۶
11دقت كنيد مسائل دارد دقيق ميشود؛ تا به حال بدون احرام نمازت با انگشتر مستحب بود، امام و پيغمبر هم باشد فرق نميكند، ولي همين كه احرام بسته شد شما ميبينيد امام براي نماز، انگشتر را از دستش درآورد گذاشت كنار. اینجا ديگر جاي انگشتر نيست، دست بايد خالي باشد؛ مگر يك انگشتري كه جنبۀ زينت نداشته باشد آن اشكال ندارد، ولي اگر انگشتري باشد كه نگاه كنند [و بگویند] هان چند خريدي؟ معلوم ميشود اين جنبۀ زينت دارد، هان عجب خطي دارد، اين هان، هان... اين را بايد درآورد! ولي اگر طرف نگاه كرد و هان هان هان نكرد دیگر اشکال ندارد.
تلميذ: او هان هان نميكند، نيت او نيست، مردم ممكن است بگويند اين قشنگ است. چون براي مرد كه جنبۀ زينت نيست، براي مرد جنبۀ استحباب و اينها است. حالا ممكن است كه مثلا كسي نگاه كند، بالاخره هر كسي سليقهاي دارد، يكي بگويد اين زيباست، يكي بگويد نه معمولي است، يعني به نيت انسان برميگردد؟
استاد: نه خير! خود ظهور خارجي آن.
تلميذ: آخر شما فرموديد كه اين مستحب است. اين مستحب را درميآوريم، همينكه در اين بگوييم من اين استحباب را ميخواهم رعايت كنم، يعني يك تعلّق استحبابي براي آن بيايد كه مستحب است اين عمل را انجام بدهم، اين را ميخواهند از ما دور كنند؟
استاد: نه! آن يك مطلب ديگر است، آنكه شخص ميخواهد مستحب انجام بدهد شايد به خاطر اين است كه ميخواهد بگويد چون در اینجا مورد رضاي شارع است من اين كار را انجام ميدهم و الاّ اگر مورد رضاي او نبود، مجبور نبودم كه يك همچنين چيزي بردارم كه هر آن احتمال خطر براي آن وجود دارد، انگشتر ممكن است گران قيمت باشد. ولي آن يك مسأله ديگر است كه حالا در آنجا ميگویند كه انسان در خود استحباب بايد چه نظرهاي داشته باشد نسبت به آن امر مستحب و ديدگاه شارع را بايد در آنجا مورد ملاحظه قرار بدهد و از اين خر مقدّسيها بايد دست بردارد.

