جلسه ۱۱۴
5تلميذ: ببخشيد، امثالِ كتبي كه عرفا نوشتهاند مثل عطار، يك داستانهايي است كه برای بعضی دستآويز است. مثلاً شخصي نزد بايزيد آمده بود با آب زرد رنگي، گفت اين چيست؟ گفت خدا را براي او توصيف كردن و دنيا را برای او توصيف كردم، آب شد اين، همان است. اينها مكاشفه است، تمثيل است يا داستانهايي است كه نقل ميشود؟ و اصل نوشتن كتاب بر چه اساسي است؟
استاد: ببينيد اينها مسائل و حكاياتي بوده است كه در اينگونه مسائل خصوصيت خود مورد را دارد. مجلس به نحوي بوده است كه براي او اين مسأله متمثّل شده و تمثّل پيدا كرده است نه اين كه این قضيه بخواهد در همه جا و در همه افراد شيوع و نفوذ داشته باشد. مگر ما روايت نداريم و مگر در آيه قرآن نيست که ... وَ لاٰ يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ ... ﴿الحجرات، 12﴾ و بر اساس اين مگر روايت نداريم كه آن دو تا زن كه روزه گرفته بودند و غيبت كرده بودند رفتند پيش رسول خدا كه ما روزه گرفتهايم و بر ما عطش و جوع غلبه کرده است اجازه ميدهيد كه ما قبل از مغرب آب بخوريم؟ حضرت فرمودند شما چگونه روزه هستید در حالتي كه گوشت ميته خوردهايد؟ وقتي كه قي كردند لختههاي خون و گوشت ميته در دل آنها بود. اين مكاشفه بوده يا واقع بوده است؟ واقع بوده است. در حالي كه اينها ميته نخوردهاند فقط غيبت كردهاند ولي حالت نفساني آنها در عالم برزخ و مثال، به گوشت ميته تبديل شده است و رسول خدا با اعجاز، آن حالت را براي اينها مجسّم كرده و نشان دادهاند. و براي آن صور مثالي، صُور مادي تجسّد پيدا کرده است و تبدل به صورت مادي شده است به طوري كه سايرين هم ديدند و اگر هم دست ميزدند ميديدند که واقعاً وزن دارد.

