جلسه ۱۱۴
14تا اين كه ايشان آمد و هي از جلوي افراد هم ميآمد يك نگاه هم ميكرد حاج آقا سلام عليكم و رحمى اللَه فلان عباي خيلي خوب و نازك و عمامه سفيد. بيچاره ايرانيها نشسته بودند بين كعبه و بين عمامه هيچ تفاوتي نميگذارند هر دو يكي است چه به كعبه نگاه كنی و چه به جمال آقا نگاه كنی براي او يكي است. اينهايي كه نشسته بودند بلند شدند همه رفتند پشت سر آقا نشستند، آقا آن گوشه شروع كرد به معركه گرفتن. اين است مسجدالحرام اين است. عمامه را بگذار كنار و عبايت را در بياور و يك لباس بپوش که كسي نفهمد يواش بيا و يواش برو، تنها دو دقيقه به خودت فكر كن، بيچاره بدبخت فكر كن دو دقيقه به روزگار، دو دقيقه به كارهايت، دو دقيقه به روش و برنامهات، دو دقيقه به حرفهايت، اينجا هم بله! هان اين جا هم بله! اينجا هم جاي اين حرفهاست؟ اينها چيزهايي است كه بايد ما مورد توجه قرار بدهيم.
علي كل حال اين مسأله امروز روشن شد كه احرام عبارت است از يك هويت بسيطه كه نه ذات الاجزاء است و نه اين كه خود او نيت بر اقدام اجزاء و كف از اجزاء است هيچ كدام؛ بلكه عبارت است از يك حقيقت نورانيّۀ خاص كه انسان در حال احرام اين حقيقت نورانيّه را بر خود وارد ميكند و خود را در اين حقيقت نورانيّۀ خاص قرار ميدهد منتهي براي تحقّق اين حقيقت نورانيّه بايد از يك مسائلي انسان كف نفس كند و يك مسائلي را اتيان كند که آن ربطي به احرام ندارد.
اللَهم صل علی محمد و آل محمد

