جلسه ۱۱۴
7يا اينكه اصلا يك قضيه ديگری است و كاري به اين مسائل ندارد و اين مسأله در همه اوقات و زمانها بوده است. اين عرفا هم در كتب خودشان ملاحظات بسياري داشتهاند آن مقداري كه مربوط به این مسائل هست. الان همين افراد و همين آقاياني كه در اين زمان هستند بر مرحوم مجلسي و امثال ذلك و افرادي مثل ملا هادي سبزواري، اعتراض ندارند كه چرا مدح و ثناي پادشاهان و سلاطين زمان خودشان را ميكردند. حالا فرض كنيد كه زمانه عوض شده است هميشه زمانه به همين كيفيت بوده است. و اگر این مسائل نبوده حتي از اين مقداري كه به دست ما رسيده محروم ميشديم و زحمت ايجاد ميكردند.
بعضي از اشتباهاتي كه الان ميكنند و خيال ميكنند كه بعضي از تعريفهايي كه مرحوم آقا ميكردند يا بعضي از كارهايي كه يك جنبه چيز داشته است، در حالتي كه ما ميدانيم و ما كه رفتار ايشان را ميدانيم و از مطالب ايشان خبر داريم كه چه بوده است اينها بر اساس مصالحي بوده و بعضی مصالح براي انسان روشن ميشود و بعضي روشن نميشود. هر كدام جاي خودش را دارد.
بسم اللَه الرحمن الرحيم
بحث درباره احرام و كيفيت آن، و اينكه حقیقت احرام، لوازم احرام، ملزومات احرام و آثار احرام چيست بود.
يك بحثي را فقها مطرح كردهاند كه آيا احرام یک حقيقت بسيطه است و يا اينكه یک حقیقت مركبه و ذات الأجزاء است؟ - البته من جديداً مراجعه نداشتهام و از همان محفوظات سابقم در اين زمينه عرض ميكنم تا اين كه انشاءاللَه فردا این مسأله را ادامه بدهيم-. اگر قائل باشيم بر اين كه احرام يك حقيقت مركبه است به این معنا كه مجموعهاي است از اجزاء، مانند اجزاء صلاتيّه كه مركب از اركان و واجبات و مستحبات است كه خلل در زياده و نقصان اركان، موجب بطلان است منتهي خلل در واجبات آن، سجده سهو لازم است و مستحبات هم كه به جاي خود است. چطور اينكه در روايات داريم که: "اوله التكبير و آخره التسليم"1 اين صلات عبارت است از يك همچنين واقعيتي كه به اين كيفيّت در اينجا تعريف و تجلّي كرده است. اين مسأله در مورد نماز مطرح نشده است که آيا نماز یک حقيقت بسيطه است و يا اينكه يك واقعيت مركبه و ذات الاجزاء که اجزاء آن عبارتند از حمد و تسبيح و بسم اللَه و ركوع و سجود و اذكار و من حيث المجموع اين را صلات گویند؟ همچنین در مورد صوم هم مسأله به همين كيفيت است كه آیا صوم عبارت است از امساك نسبت به موارد خاصه و يا اين كه اصلا جهت امساك در آن نيست بلکه يك حيثيّت ديگري دارد كه امساك محقِق و مكوِّن و معيّن اوست که در خارج به آن عينيّت ميدهد به اين صوم میگویند؟. در مورد احرام اين مسأله به طور صريح بيان شده است كه احرام آيا يك واقعيت و حقيقتي است كه داراي تلبيه با الفاظ مخصوصه، نيت امساك از محرمات و مبطلات احرام و لوازم و ملزومات احرام و نيت عدم اقدام به آنچه را كه شارع در موقع احرام آنها را بيان كرده است كه عبارتند از عدم جواز رؤيت در مرآى و استعمال عطر و امثال ذلك، همراه با لبس ثوبين در رجال و لبث خاص در نساء، يعني احرام عبارت است از نيت امساك از محرمات، محرماتي كه در غير از احرام آنها محللات بودند؛ مِن حيث المجموع اینها را احرام ميگويند؟ به طوري كه اگر انسان به يكي از اين اجزاء اخلال وارد كند احرام او منعقد نميشود. فرضاً اگر تلبيه نگويد احرامش اصلا منعقد نميشود يا اگر لبس ثوبين نداشته باشد و يا نيت ترك محرمات را اگر نداشته باشد احرام او منعقد نميشود. چون فقها در اينجا فرمودهاند كه احرام عبارت است از نيت ترك محرمات احرام اين ميشود احرام که در اينجا دو قول است چون بعضي از فقها فرمودهاند كه احرام عبارت است از همان صرف النيّه، صرفِ نيتِ بر ترك محرمات. لكن مطلب جديدي را ميخواهم خدمت رفقا عرض كنم كه به طور كلي ديدگاه فقيه بايد از آنچه را كه ما در مسائل ميبينيم و به تجزيه و تحليل اينگونه مطالب میپردازند بالاتر برود.
- - "عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص افْتِتَاحُ الصَّلَاه الْوُضُوءُ وَ تَحْرِيمُهَا التَّكْبِيرُ وَ تَحْلِيلُهَا التَّسْلِيمُ "(الکافی ج 3 ص69).
- - "عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص افْتِتَاحُ الصَّلَاه الْوُضُوءُ وَ تَحْرِيمُهَا التَّكْبِيرُ وَ تَحْلِيلُهَا التَّسْلِيمُ "(الکافی ج 3 ص69).

