اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۴

0
فقه

احرام از محاذات میقات - توالی فاسده ترکّب احرام - نکته‌ها و گفته‌های استاد - 22-05-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۱۴

4
  • يك آ‌يه در قرآن راجع به صدقه آمد كه هر كسي مي‌خواهد پيغمبر را ببيند مفتي نيايد در بزند که: "يا رسول اللَه حدثني" اول مايه بگذارد بعد بلند شود بيايد. چند نفر آمدند؟ يك نفر آمد آن هم فقط علي بود. معنايش این است که اي رسول خدا، ما كلام شما را به اندازه يك درهم قبول نداريم. يك درهم كار كرديم حالا بياييم به شما بدهيم. مگر مي‌شود! زحمت را من كشيدم پول را به تو بدهم چه كسي گفته است؟ كجايش انصاف است، كجايش مروت است؟ زحمت را من كشيدم پول را به تو بدهم اين، جور درنمي‌آيد. درست عين همين مطالب براي ما هم اتفاق مي‌افتد صاف بگويم. براي مرحوم آقا هم اتفاق افتاده است. يك جمله و يك كلام و يك مسأله و يك مطلب كه انسان را زير و‌ رو كند و انسان را متحول كند و انسان را بينش بدهد - نمي‌خواهم بگويم خداي نكرده افرادي كه در اينجا هستند، مسأله به غير از اينجا مربوط است و به اين جمع ما ارتباط ندارد- ولي بالاخره فرق مي‌كند به اندازه صد هزار تومان، الان صد هزار تومان چقدر ارزش دارد، طرف حاضر نشد يك كلامي‌ و يك مطلبي و يك چيزي كه برايش قابل استفاده است؛ بها بپردازد. بالاخره وقتي كه آدم دكتر مي‌رود چون پول مي‌دهد، نسخه را هم از داروخانه مي‌گیرد. اما اگر پول ندهد دكتر نسخه را در خانه بياورد نسخه را روي طاقچه می‌گذارد. ولي وقتي كه پول داد نسخه را مي‌برد و عمل مي‌كند نسخه را مي‌برد داروخانه و عمل مي‌كند. اين مسأله هست. اين آيات قرآن را خدا براي حكايت خدا نگفته است. آيات قرآن مال بينش ما و براي فهم ما آمده است. خدا در اين آيه مي‌خواهد اين را بفرمايد: تو كه پيش رسول خدا مي‌روي چه چيزي می‌خواهی ياد بگيري و چه چیزی می‌خواهی بفهمي‌؟مي‌روي پيش رسول خدا كه رسول خدا تو را از دنيا بگذراند، از نفست بگذراند و عبور كنی، غير از اين است؟ مي‌رود پيش رسول خدا كه رسول خدا قيچي بردارد و تعلقات تو را قطع كند. معنايش اين است، تعلقات را قطع كند اين کار ارزش اين را ندارد كه در قبال اين، اول بروي مبلغی را بپردازي، يعني كلام رسول خدا براي عبور تو از دنيا، اينقدر ارزش ندارد كه صد هزار تومان بدهي؟ چندي پيش منزل يكي از ارحام در تهران رفته بودم گله مي‌كردم و شكايت مي‌كردم كه ديگر صله رحم برافتاده است، نمي‌دانم هر كسي دنبال خودش است، نمي‌دانم چرا نبايد مجالسي باشد كه ارحام بيايد همدیگر را ببينند. اين بنده خدا خواست اعتذار كند كه آقا ديگر تهران خيلي بزرگ شده تهران، تهران سابق نيست. گفتم: آقاجان اگر يك چك صدهزار توماني داشته باشد، اين آقايي كه مي‌گويد تهران بزرگ شده و نمي‌توانم خانه همدیگر بروم؛ آیا شش دور، دور تهران نمي‌گردد تا وصولش كند؟ اين چه حرفي است مي‌زني؟ بگو نمي‌خواهيم. بله آقا، ديگر اين فرهنگ برافتاده است، آن عِرق ديگر نيست، آن حميّت ديگر نيست، آن اعتقاد ديگر نيست. و الا تهران بزرگ شده معنی ندارد. صد تومان كه سهل است نصفش را پول كرايه مي‌دهد تا اقلاً به بيست و پنج تومان آن برسد. بيست و پنج تومان خرج مي‌كند و يك آژانس مي‌گيرد ما را ببر آنجا تا به بيست و پنج تومان برسد. نه آقا قضيه این نيست، مسأله اين است كه آن فرهنگ ديگر نيست و يا اينكه هر كسي به كار خودش است. رفته بودم منزل يكي از ارحام؛ گفتم: به فلان كس سر زده‌ايد؟ گفت بابا شما قم هستي و خبر نداري اينجا تهران است. گفتم: ببينم فاصله بين منزل شما تا محل كارت چقدر است گفتنم فاصله بين منزل شما تا منزل او كه كمتر است چطور شده از محل كارت به خانه مي‌آيي!! يك روز ديرتر بيا خانه و يك ساعت ديرتر بيا مخدره را ببين. بگو رفته بودم صله‌رحم و ثوابش را به تو مي‌دهم، اينقدر هم غرغر نكن كه چرا دير آمدي خيلی خوب ثوابش مال تو باشد. كارت که تمام شد بلند شو بيا خانه و از اين حرف‌ها هم به ما نزن و اين چيزها در كت ما نمي‌رود و فايده ندارد. بعد مي‌گويند كه آقا نمي‌دانم شلوغ است، ترافيك است نمي‌دانم مسائل و مطالب و قضايا چيز ديگري است. بله، همه چيز تغيير كرده است. سابق اين‌طور نبود. اين آيات، آيات عجيبي است يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا نٰاجَيْتُمُ اَلرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوٰاكُمْ صَدَقَه ... ﴿المجادله، 12﴾ بله حالا آن را هم که به پيغمبر مي‌دهد پيغمبر نمي‌برد بخورد. اين از اين طرف درمي‌آيد و از آن طرف مسكين كه ما شاء اللَه صف كشيده‌اند. از آن طرف درمي‌آيد و از این طرف به آن فقير و مسكين و محتاج مي‌دهد.