جلسه ۱۱۳
8در اين جا همان طوري كه خدمت رفقا عرض كردم مسئله يك بحث تخصصي است و ما خارج از اين چيز نداريم من يك وقتي به مرحوم آقا (این را ميخواستم بگويم) عرض كردم كه آقا الان هم نظر شما در شرايط فعلي باز بر وجوب نمازجمعه است ايشان فرمودند شما كاري به اين حرفها نداشته باش شما نماز جمعه را برو كاري نداشته باش يعني چه؟ خب من كه يك آدم عادي نيستم يعني چه يعني بله نظر من تغيير كرده است منتهي تو الان بايد به اين عمل كني خيلي خب تكليفمان را فهميديم و ميفهميم كه چه بايد بكنيم و انجام ميدهيم البته اين خيلي هنوز چند سال مانده بود به فوت ايشان در اواخر كه ديگر مسئله فرق كرده بود و اين مسئله بالاخره مشخص بود صحبتهايي كه زده ميشود حرفهايي كه گفته ميشود مطالب مشخص است و لذا در جايي كه فرض كنيد كه انسان احساس كند يعني در همين جا اگر ايشان به ما اين طور ميفرمودند كه آقاجان الان نظر شما هر چه ميخواهد باشد ولكن محاذات با ميقات را شما ميتواني انجام بدهي خب تمام شد اين مسئله را ميبستيم و پرونده را مختومه ميكرديم و تمام شد ولي مطلب اين طور نيست ايشان به من فرمودند شما برو اين مقاله را بخوان و نظرت را بيا بده جا جاي بحث تخصصي است ما نيامديم در اين جا كه صرفا يك مطلب را بگوييم و نقد كنيم اين جا جايش نيست اگر در فيضيه و جايي كه بحث رسميو تخصصي است بايد همين روش و همين مرام بايد طي شود حالا در واقع حكم ماأنزل اللَه چيست؟ آن يك مطلب ديگر است شايد بنابر اين باشد كه فلان مسئله اخفا شود در زمان امام عليه السلام شايد امام عليه السلام بيايد و بگويد كه محاذات جايز است ما چه ميدانيم؟ خب چَشم بيايد بگويد كه محاذات جايز است ولي تا وقتي كه حضرت تشريف نياورده و باب مراوده از طرف ما بسته است و عقل ناقص ما و علم قاصر ما نسبت به اين مسئله اين اقتضا را ميكند اين مسئله به اين فهم و روش و به اين كيفيت خواهد بود اگر مطلب برگشت حالا به هر نحوي كار نداريم حالا به مستندي برخورد كرديم ظاهرا يا باطنا اگر به آن بود خب ميآييم ميگوييم كه آقا اين مسئله است و مبناي فني و فقهي به اين مسئله ميرسد ولكن مطلب به اين نحوه است! البته اين را هم خدمت شما عرض كنم كه فقيه آن كسي است كه بر همۀ مباني اطلاع داشته باشد در خيلي از اوقات انسان يك مطلب را ميداند ولي نميتواند بگويد نميتواند اعلان كند فقيه بايد بداند كه در كجا چه بگويد و چه حرفي را بزند كه موجب سوء استفاده افراد نشود خب حالا دليلي ندارد كه يك نفر ميخواهد آن كار را انجام بدهد ندهد خب ميرود آن كار را انجام ميدهد ولي اگر بخواهد اين مطلب را اعلان كند هزاران مفسده پشت اين قضيه است كه آن ديگر در آن جا اعلان ميشود. گفت كه جايز نيست! و خيلي از اين مطالبي كه ما ميبينيم و ميشنويم كه گفته شده و در حالتي كه شخص حالا رأيش اين بوده خب دليلي نيست بر اين كه حالا شما رأيت را بگويي وقتي كه ممكن است بر اين قضيه سوء استفادههايی مترتب شود انسان نبايد بگويد ما کلُّ ما یُعلم یُقال!1 درخيلي از موارد پاسخ ندادن پاسخ است و در خیلی از موارد سكوت پاسخ است چون شخص ميخواهد فرض كنيد كه سوء استفاده در اين جا بكند. فقيه بايد زرنگ باشد، رند باشد، بايد تيز باشد، بايد بفهمد كه سؤال كننده چه غرضي دارد و چه مقاصدي را پشت اين سوال در نظر دارد خوب اين را بايستي كه بفهمد خلاصه مثل سياستمداري كه ميگويند ده تا بشنو يكي بگو بايد متوجه باشد كه... .
- - فی بحار الانوار ج52 ص115: «فقد روی فی الحدیث عنهم علیهم السلام: ما کل ما یعلم یقال و لا کل ما یقال حان وقته و لا کل ما حان وقته حضر اهله».

