جلسه ۱۱۳
7تلميذ: اگر قرار باشد شخصی از محاذات احرام ببندد حج او باطل میشود و اشکال پیدا میکند مثل مرحوم آقا میفرماید اگر امام باشد ميشود از او پرسيد مرحوم آقا در چه زمانی این نظر را داشته آیا در أوایل که اشراف به باطن داشتند اگر اشراف داشتند ایشان میفرمایند اشکال ندارد.
استاد: البته اين مسئله را هم من ميخواستم مطرح كنم. نخير اين مطلبي را كه ايشان ميفرمودند در اواخر عمر ايشان بوده است وحتي در اين زمينه هم مقاله را دو يا سه سال به فوت ايشان مانده بود نوشتند و اين مطلبي كه خب در اين جا هست اين قضيه اين است كه ما بايد مطالبي را كه عرض ميكنيم خدمت دوستان اين مطالب بايد جايگاه آن مشخص باشد در اين جا مسائل به صورت فني و تخصصي صحبت ميشود. يك وقتي من خدمت ايشان بودم گفتم كه آقا نظر شما نسبت به وجوب صلاة جمعه آيا مثل زمان سابق است البته مسلم است كه در زمان حكومت اسلام چون ايشان در غير از حكومت اسلام نماز جمعه را واجب نميدانستند رساله را اگر شما مطالعه كنيد رسالة صلاة جمعه اين اختلاف را شما در آن جا ميبينيد كه در ابتداي رساله ايشان حکم به حرمت صلاة جمعه كردند ولي در آخر رساله حكم به استحباب کرده اند، ديدهايد ديگر، مطالعه كرديد؟
تلميذ: بله.
استاد: آن جا در آخر حكم به استحباب كردند البته خود بنده هم در همين قضيه با ايشان يك بحثي داشتم و همان موقع در زمان سا بق حتي زماني كه ما در مشهد بوديم بنده نظرم بر وجوب عيني و تعيينی صلاة جمعه است فی کلّ زمنٍ و فی کلّ عَصرٍ و فی کلّ قریة و منطقة و بلد منتهي إذا اجتمع الشرائط كه همان پنج نفر و هفت نفر حدّ متیقن آن و وجود واحدٍ منهم كه یستطیع أن یُقدِّمَ الخطبةَ آن اگر باشد نمازجمعه واجب است و البته اگر در شهر نماز جمعه منعقد ميشود واجب است كه انسان به آن جا مراجعه كند و اگر نه در قريهاي است خود افراد بايد در آن قريه اقدام كنند چون مسئله كاري به حكومت ندارد مثلا در مورد نماز ظهر شما اجازه ميگيريد از دولت كه نماز ظهر بخوانيد ولي در مورد نماز جمعه هم همين است نمازجمعه همان نماز ظهر است منتهي نماز ظهر چهار ركعت است اين دو ركعت است آن نماز ظهر فرض كنيد كه شرايط خودش را دارد اين هم شرايطی دارد فرض کنید که سوره بايد اين طور باشد البته استحباب اين دارد بعد در آن راجع به تقوي و همين طور مسائل اجتماعي بايد گفته شود خب در دِه هم همين طور است خب آقا جان بلند شويد زراعت کنید چه كنيد اين مطالبي كه در خود اين قريه اتفاق ميافتد يعني ما يحتاج اين اهالي است بايد در نمازجمعه گفته شود اصلا شارع آمده است اين نمازجمعه را يك مكان اعلان عمومي براي رفع نيازهاي جامعه قرار داده است كه در هر هفته بيايند مردم بيايند آن شرايط خاصشان، بلدشان، نيازشان، اگر نياز به مثلا زراعت دارند آبادانی و عمران دارند جاده بكشند بيمارستان درست كنند فرض كنيد كه كفالت ايتام را بكنند اگرچه اين در همان نمازجمعه بايد مطرح شود نه اين كه نماز جمعه يك چيزهايي دارد روي هوا و مثلا و هيچي پنجاه سال پيش يكي مرده و بگوييم بله امروز هم در پنجاه سال پيش يكي به رحمت خدا رفته! رفت كه رفت پنجاه سال است الان چكار كنم يا پانصد سال پيش يا سي سال پيش اينها چيزهايي نيست كه همين طوري وقت مردم را بگيرند بابا آفتاب در كلۀ اينها دارد ميخورد سرما دارد اينها را اذيت ميكند بايد وقت تلف نشود بايد حرف حساب زده شود حرف مفت نبايد بردارند كه خطيب در نمازجمعه يك چيزهاي كليشهاي و زيراكسي را فرض كنيد كه بگويد بايد برود روايت بخواند از امام مطالب اخلاقي مطالب اجتماعي بيايد تزريق كند به مردم، مردم احساس كنند وقتي كه بلند شدند يك چيزي گيرشان آمده يك استفاده كردند هم حال روحاني آنها و هم مسائل اجتماعي آنها، مسائل سياسي، خطيب جمعه بايستي كه مستقل باشد فكرش بايد مستقل باشد نه اين كه هر چه بگويند چَشم چَشم آن هم بردارد بگويد اين به جايي نميرسد به جايي نميرسد قضيه نتيجه اين ميشود كه مسئلۀ تكراري است کارتی كه در اداره ميزنند رفتي نرفتي فلان... آن نه! من به اعتقادم اين است؛ يعني نظر فقهي بنده اين است كه نماز جمعه واجب است منتهي خب علي كل حال يكي به ما گفت چرا نميخواني گفتم دليلش معلوم است، در هر زماني و در هر مكاني و در هر شرايطي و در چيزي، اين نماز جمعه مثل نماز ظهر است شما چطور نماز ظهر ميخواني اين هم بايد بخواني خب مرحوم آقا اول رساله اين را منوط به حكومت اسلام كردند در آخر رساله اصلا برگشتند و قائل به استحباب شدند و من در همان تعليقاتي كه به اين مسئله دارم در آن جا عرض كردم كه من با همين دليل با همين ادله اثبات وجوب عيني در همۀ ازمنه ميشود يعني من دليل ديگري كه نياوردم يعني اگر ما باشيم و اين دليل خب وجوب عيني و وجوب تعييني است نسبت به افراد اين مسئله هست.

