اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۳

0
فقه

احرام از محاذات میقات - نظریه مختار استاد (4) - 21-05-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۱۳

5
  • من ديگر وارد در اين بحثهاي خصوصیات مواقیت نمي‌شوم ديگر خود رفقا بروند مراجعه كنند راجع به خصوصيات مواقيت ديگر اگر بنده بخواهم وارد شوم خيلي زياد است فرض كنيد كه مطالبي كه فقها در اين جا مطرح كرده‌اند آيا خود ذوالحليفه خود آن مسجد به شخصه آن محل احرام است يا حوالي آن مسجد و اطراف و جوانب مسجد هم مي‌شود يا رواياتي كه در مورد فرض كنيد كه حائض و نفساء و ذات عذر اين ‌آمده است كه مرور مي‌كند يا مي‌تواند خارج از اينها باشد اينها چيزهايي است كه در يك بحث اجتهادي نبايد وقت درس و بحث به اين مسائل گرفته شود اينها چيزهايي است كه در تقريرات و در به اصطلاح مفصلات بحث آن شده است و ما ديگر مطلب را مي‌بريم براي بعد از احرام يعني به مسئلۀ كيفيت احرام و كيفيت لبيك در اين جا مطالبي هست كه وادي ذات عرق، وادي عقيق است از كجا است؟ از اول آن است از وسط آن است نمي‌دانم بهتر است كه انسان يك مقداري بيايد جلو، اينها همه چيزهايي است كه جنبۀ اجتهادي ندارد خلاصه چيزي نيست.

  • من به طور كلي در بحثهایم دنبال اين نيستم كه به تمام جوانب و فروعات حتي فروعاتي كه خيلي مورد نظر نيست به آنها بپردازيم آن نكاتي را كه احساس مي‌كنم روي آن نكات جولان مفيد است و آن مطالب هم يكي اين كه مبهم است مثلا فرض كنيد كه در اين جا از یک طرف صاحب جواهر ادعا مي‌كند كه بداهت احرام از مواقيت و اينها از آن طرف آخرش مي‌گويد كه اين از مشكل‌ترين است نفهميديم اين اول صحبت ايشان چيست از آن طرف... مثل قضيه در بحث طهارت انسان. خب ما در آن جا گفتيم مرحوم صاحب جواهر مي‌گويد كه اين قدر بديهي است كه حتي يهود و نصاري و صبيان هم اين مطلب را مي‌دانند كه يهود و نصاري نجس هستند ولكن بعد كه ما در آن بحثها گفتيم كه اين چه فرع فقهي است كه از آن طرف ادعا بداهت و ضرورت من الدين به اين كيفيت اثبات مي‌شود از آن طرف مرحوم آقا رضا همداني مي‌گويد كه اين اصعب مسائل فقهيه است اين دو تا را ما نتوانستيم خلاصه هضم كنيم خب آقا رضا همداني آدم كمي‌نبوده است كه فرض كنيد كه خود صاحب جواهر هم يكي دو سه صفحه بعد مي‌گويد خودش هم در آن مي‌ماند و مي‌گويد كه بله اين احتياج به تأمل و دقت و فلان دارد خب از اول نگو از اول يا وارد در بحث بشو و ببين كه آخرش به كجا مي‌رسد ما همين بحثي كه شروع كرديم من از اول در وجوب احرام از مواقيت گفتم كه ببينيم چه مي‌شود در حالی که نظر ما از اول بر اين بوده كه ببينم چه مي‌شود لعل اين كه نظر ما از همان ابتداي كلام برگردد وقتي كه نگاه مي‌كنيم ادله را نگاه مي‌كنيم آراء را نگاه مي‌كنيم قرائن، شواهد و خصوصيات عرض كردم حضورتان وقتي كه نگاه مي‌كنيم... از اول كه انسان نمي‌‌آيد مسئله‌ای را بگوید آخرش هم در آن بماند اين قسم رسيدگي به اين مطالب احتياج به تأمل دارد و دقت دارد و همين طور سرسري نمي‌شود مطالب را گرفت فقه مهم است كلام امام مهم است رسيدگي به كلام امام مهم است ما دغدغۀ ‌خاطري كه داريم براي اين است كه به مراد امام برسيم و الاّ به ما چه آيا از مواقيت باشد يا از محاذات باشد ما را چه سَنَه حالا اين چه تفاوتي به حال ما دارد منظور ما اين است و اللَه العالم در عين اعتراف به قصور و تقصير وجهل با تمام اين اعتراف اين بضاعت اين است و ما را به اين مسير و مقصد سوق مي‌دهد چه كنيم؟ چكار مي‌توانيم بكنيم كه نمي‌توانيم مطالب را همين طوري شل فرض كنيد بگوييم و برويم؟ چه بايد كرد؟ اگر امام در اين جا بود حاضر بود غايب نبود يك كلام از او مي‌پرسيديم محاذات يا ميقات مي‌گفت محاذات خداحافظ شما ديگر اين قدر بحث و فلان و اين حرفها نبود دهانمان را مي‌بستيم ديگر راحت و نه دردسري خب نيست وقتي امام در دست نيست و منابع ما همين است و محدود است خب در اين جا ما نمي‌توانيم نسبت به مطالب كوتاه بياييم.