جلسه ۱۱۳
12تلميذ: ..........؟
استاد: ببينيد يك وقتي صحبت همين طوري كه خدمت شما عرض كردم اين است كه موارد متفاوت است بله يك وقتي آن وليّ خدا مطلبي را كه بيان ميكند از مقام اشراق و شروق قلب است از آن جهت بيان ميكند در آن شكي نيست كه بايد انجام شود چه اين كه آن حكم حكم ما انزل اللَه باشد يا حكم شخصي باشد آن تفاوتي ندارد در اين مسئله، لذا بنده عرض كردم و نوشتم در صحبتهاي خودم كه مطالبي را كه آنها [اولیای الهی] راجع به احكام كلي، مسائل اجتماعي يا احكام شخصيِ فرد ميگويند در اينها خطا نيست و اشتباهي در آن وجود ندارد بلكه در مقام اشراف نفس و اتصال نفس است ولي مطالب ديگري كه خود آنها به مقتضيات زمان خصوصا اين زمان غيبت و مطالبي كه آن مصالح اقتضا ميكند كه پا از دايرۀ ظاهر بيرون نگذارند فرض كنيد كه من باب مثال اگر قرار باشد يعني بنابراين باشد كه اين محاذات با ميقات يك حكم واقعي است و اختصاصي به ذوالحليفه ندارد لمن يمر من المحاذات و يجوز له أن يُحرم منها اگر اين يك حكم واقعي است و اين هم به اين حكم واقعي اشراف پيدا كرده است و اتصال پيدا كرده است اگر قرار باشد كه آن حكم واقعي بدون دليل و صرفا باشد كه خب مردم چه ميگويند؟
تلميذ: ................؟
استاد: خب چه بايد گفت يعني فرض كنيد كه اگر من الان آمدم رواياتي كه الان من در دست دارم اين است اين روايات همين است ديگر من با توجه به اين روايات بيايم احساس كنم كه محاذات با ميقات هو حكمُ اللَه الواقعي اين را چطوري بيان كنم؟
تلميذ: نسبت به مسائل اجتماعی چه فرقی میکند؟
استاد: مصالح اجتماعي اينها دليل ادراكش بر اساس يك احكام كلي است يا اين كه بر اساس بينش، غير از استناد به امام معصوم است الان مثلا فرض كنيد كه ميگويم من نسبت به اين شخص بر اساس برداشتم يك همچنين نظري دارم و نظريۀ من اين است نه از امام زمان نقل كردم نه از امام صادق نه از امام رضا هيچكدام، میگویم نظرم [این است] ممكن است برداشتم اشتباه باشد ميخواهي گوش بده يا نده ولي در احكام فقهي مستنَد ما بايد متصل به امام باشد

