جلسه ۱۱۳
2پس بنابراين اين كه شما در تمام اين روايات مشاهده ميكنيد كه لسان، لسان عام است لایجوز لحاجٍّ و لا لِمُعتمِرٍ خب اين لسان لسان عام است اگر عام نباشد پس چيست؟ اين لسان لسان كلي است، لسان سعهاي است، كه از یَحرُم إلاّ مِن المَواقیتِ التی وقَّتَها رسولُ اللَه يا اين كه فرض كنيد لایَجوز يا لایَنبَغی و امثال ذلك در يك همچنين وضعيتي يك مرتبه شما فرض كنيد كه يك روايت عبداللَه بن سنان در اين جا ميآيد و روايت هم صحيح است در صحت آن شكي نيست و در آن جا محاذات با ميقات را از مسجد شجره بيان ميكند من ميخواهم اين را عرض كنم حتي اگر ما خصوصياتي را كه در روايت عبداللَه بن سنان هست نداشتيم و فقط به نحو سعهاي داشتيم كه جايز است انسان از محاذات ميقات هم لمَن لَم یَمُرَّ من المَواقیت أن یُحرِم هذا باز در اين قضيه ما شبهه ميكرديم كه چه دليلي دارد كه اين همه روايات ما از ائمه نسبت به لایجوز الإحرام إلاّ من المَواقیت داريم فقط يك روايت است آن عبداللَه بن سنان كه در اين جا خلافش را بيان ميكند الا محاذات. در حالتي كه جاي اين مسئله هست امام عليه السلام همان طوري كه عرض كردم جايي كه براي اهل عراق كه هنوز عراقي در آن زمان نبود و افرادي در عراق متوطن نشده بودند حضرت وادي العقيق را تعيين ميكنند خب چطور يك محاذات با ميقات را نميگويد وقتي كه اين همه روايات ما راجع به عدم جواز إحرام الاّ من المواقيت داريم فقط در آن جا ميگويند احرام مِن محاذات المیقات لمَن لم یَمُرَّ منها خب اين مسئله چيست؟ بالاخره براي انسان شبهه ايجاد ميكند و متفاهم مراد امام عليه السلام براي انسان در ظروف مختلف آن تعيين كننده است! كه چطور در يك جايي ما خودمان را بايد جاي امام بگذاريم به جاي آن اصحاب بگذاريم فرض كنيد كه شخص دارد ميآيد اين را بيان ميكند اين را دارد از حضرت سوال ميكند بعد ميرود به افراد ديگر ميگويد همه را میگویند چه از حضرت سوال كردي میگوید رفتم سوال كردم كه آيا از كجا بايد احرام بست حضرت فرمودند بايد از مواقيت احرام بست و با اين تعبير و با اين عبارت هم بيان ميكند خب بالاخره اين مطلب است، اين قابل تأمل است نميشود از اين قضيه به اين راحتي گذشت.

