جلسه ۱۱۲
7این روایت روایت خاص است، مربوط به مدینه است، لذا در این جا ما برخورد میکنیم به اطلاقات یا عموماتی که خود همان میقاتی که وقتها رسول اللَه در این جا بیان میکند که در این جا داریم که حضرت ـ در روایت معاویة بن عمار- میفرماید من تمام الحج و العمره عن یحرم من المواقیت التی وقتها رسول اللَه خب در این جا این اطلاق دارد، بعد میفرماید لاتجاوزها الا و انت محرم، خب دیروز هم عرض کردیم که در این جا حضرت میفرمایند که برای اهل عراق رسول اللَه تعیین میقات کرده است در حالتی که هنوز عراقی وجود نداشته است و لم یکن عراق وقت لاهل العراق العقیق و لم یکن عراق موجود فی ذلک الزمان، وقتی که رسول خدا برای آیندگان که هنوز نیستند تعیین میقات میکند چطور رسول خدا برای افرادی که از محاذات میقات وارد در حرم میشوند تعیین میقات نمیکند؟ چرا نمیگوید؟ خب چه فرقی میکرد؟ آیا در زمان رسول خدا ریاضی و نقشه و اینها ناقص بود و به زمان امام صادق که رسید نقشهها کامل شد؟ خب فاصله که صد و پنجاه سال بیشتر نبوده، این که مسئلهای نبوده، قضیهای نبوده که بیاید فرض کنید که بخاطر این یک محاذات با میقات را از روی نقشه و دایرۀ کروی ارض حضرت بخواهد ترسیم کند، این که مسئلهای نیست، محاذات محاذات است دیگر، لغتش که در زمان امام صادق از المنجد درنیامده بود، لغت بوده، محاذات با میقات بوده است خود میقات هم بوده است، این حرفها مسئلهای نیست که بخواهد مانع شود.
پس بنابراین این روایت از مسائلی است که ذهن فقیه را خیلی باز میکند و میبرد به آن فضایی که در آن فضا فضای تدوین حکم است در آن فضا وارد میکند که امام صادق میفرمایند برای افرادی که وجود ندارند، حتی حضرت به فکرشان بوده است تعیین میقات کردند، خب این روایت را میتوانیم بگوییم از روایات اصلی ما یعنی هستههای مرکزی ما برای تقریر حکم است. روایت دیگر باز روایت عمار است با سند دیگر، روایت دیگر روایت حلبی است که قال الاحرام من مواقیت الخمسه یا مواقیت.

