جلسه ۱۱۲
6روایاتی که در این مسئله داریم دستۀ اول روایاتی است که صرف تعیین مواقیت است برای افراد صحیح و سالم و بدون حظر و بدون خطر و امثال ذلک این دسته روایات، روایات عادی است نه خوف از مرض است، نه خوف از خطر است و نه خوف از ضیق وقت است، وقت واسع است و خطر هم منتفی است، این دسته از روایات روایات اصول ما هستند که این را خواندیم، حالا امروز هم یک مقداری دوباره مرور میکنیم و آن نقاطی که مورد نظر است خب روی آن تکیه میکنیم.
دسته دیگر روایاتی است که مربوط به خوف است و ضیق وقت و امثال ذلک که راجع به آنها اصلا بحثی نیست، صحبت اصلا روی جواز احرام از میقات است نه بحث از خوف وقت و ضیق وقت و اینها. در صورت ضیق وقت و اینها اصلا یک مطلب دیگری است. بحث اولی ما و حکم اولی و فتوا و اجتهاد ما این است که آیا محاذات میقات کفایت میکند یا نمیکند؟ این بحث اول است پس بنابراین ما نباید آن روایات دیگر را در این جا دخالت بدهیم. بنابراین از اول اصلا اسمش را نمیآوریم، اصلا آن روایات را ذکر نمیکنیم، آن را بعد میآییم ذکر میکنیم، یعنی اگر خدا بخواهد در جلسات بعد آن جا باید پرسید چرا در این جا رسول خدا حکم به احرام از ادنی الحل که مثلا تنعیم باشد کردند؟ خب چرا؟ در آن مورد خب دلیل داشته است دلیلش این است که فرض کنید که آن زن دارای عذر بوده است یا آن شخص... اینها را همه در وقت خودش ذکر میکنیم، فعلا بحث ما در کفایت احرام از محاذات میقات و عدم کفایت است، پس بنابراین این دسته از روایاتی که مربوط میشود برای خوف وقت یا خوف مرض و یا حتی تقیه ما میتوانیم بگوییم اصلا این روایات داخل در بحث ما نیستند و بحث فقط میرود روی روایاتی که جواز احرام از محاذات را میتواند اثبات کند آیا میتواند اثبات شود یا نه؟ پس بنابراین صحبت در این است در تبویبی که در این جا شده است ما نسبت به اینها این را مدّ نظر قرار نمیدهیم، عرض شد فقط یک روایت عبداللَه بن سنان است و آن روایت هم مربوط به مدینه است که من أقام بها شهراً ثم بدا له عن یمشی علی غیر طریق ذوالحلیفه فیخرج من المدینه ستة امیال فیحرم منها این فقط یک روایت مربوط به عبداللَه بن سنان است حالا ببینیم آیا با یک همچنین روایتی ما میتوانیم استناد کنیم به جواز احرام از سایر محاذات با مواقیت یا نمیتوانیم.

