جلسه ۱۱۲
14تلمیذ: شما قائل به احکام ثانویه نیستید؟
استاد: ترتب است، عرض بنده این است که هر موضوعی حکم خاص خود را دارد حالا اسمش را اولیه میگذارید یا...
تلمیذ: اگر شک کند؟
استاد: شک در چه کنیم؟ شک در اصل موضوع کنیم؟ بالاخره اگر ما بخواهیم شک در موضوع کنیم...
تلمیذ: تکلیف ما چیست؟
استاد: خب شما الان در تحت چه موضوعی قرار گرفتهاید؟ در تحت چه مصداقی قرار گرفتهاید؟ در تحت هر مصداقی حکم آن میآید. الان شما فرض کنید که شک میکنید که آیا به شما آن اضطرار صدق میکند یا نه؟ باید به خودتان نگاه کنید کسی که میخواهد فرض کنید رعایت احتیاط کند... خب خیلی اتفاق میافتد که سوال میکنند که اگر شک بکنیم که آیا روزه برای ما ضرر دارد یا ندارد، چون اگر ضرر نداشته باشد خب واجب است، اگر ضرر داشته باشد حرام است، اینها مشخص است حالا اگر کسی شک کرد، در آن صورت اگر احتمال ضرر غلبه میکند در آن جا غلبۀ ظن در آنجا حکم قطع را دارد، اگر نه احتمال صحت در اینجا غلبه دارد و عدم مانعیت او در تحت موضوع شخص صحیح و سالم قرار میگیرد بالاخره این شک باید برگشتش به یک مرجعی باشد، مرجعی در انعقاد موضوع به یکی از دو طرف و طبعا حکم مختص به خودش را هم میآورد. بله ما یک همچنین چیزی که اولی و ثانوی باشد را قبول نداریم.
تلمیذ: ...............؟
استاد: بله بله صحیح است اتفاقا من این مطلب را عرض کردم که در همان موقع که حاج با کشتی و اینها میآمدند چرا پیغمبر نفرمودند؟ درست است مطلب شما درست است.
تلمیذ: در این گونه مسائل اگر آن اصل تشریع مواقیت را که حج با این شروع میشود....؟
استاد: میدانم خب این مطلب را شما میگویید یکی ممکن است بیاید بگوید نه فرض کنید که همان خود مواقیت و محاذات حکم کلهم نور واحد را دارند، همه حکم یک مطلب را دارند، خب چه میفرمایید؟

