جلسه ۱۱۲
10خب در این جا دوباره روایت دارد منتهی در کافی داریم که لاینبغی لاحد أن یرغب عن مواقیت رسول اللَه در تتمۀ روایت حلبی باز میبینیم که این روایت روایت عام است. باز دوباره روایت حلبی است که در این جا میفرمایند که لاینبغی لحاج و لا لمعتمر أن یحرم قبلها و لا بعدها خب این هم باز مسئله مسئلۀ عام است و در آخرش لاینبغی باز دوباره آمده. در این جا روایات زیاد است. در این جا روایت قرب الاسناد از علی بن جعفر است که می فرمایند فلیس لأحد أن یعدو من هذه المواقیت التی غیرها که دلالتش دلالت تقریبا میشود گفت تام است، مثلا یک روایت داریم میفرماید که فهذه المواقیت التی وقتها رسول اللَه لأهل هذه المواضع و لمن جاء من جهاتها یعنی هر کسی از هر آن جهت که آمد آن هم باید بیاید اینجا یعنی نه از آنجا، یعنی فرض کنید که عراق این جا است اهالی که مال مشرق هستند اگر فرض کنید که میآیند از این جهت میآیند دیگر، این هم یکی از مواردی است که خیلی روی آن میشود تکیه کرد که حضرت در اینجا میفرمایند محاذات با میقات کفایت نمیکند از آن جهت وقتی که میآید باید بیاید برای این مواقیت و این روایات خب مهم است که راجع به جهات این و لمن جاء من جهاتها من اهل البلدان از اهل بلدان آن کسانی که میآیند بایستی که مسیرشان را از این طرف قرار بدهند. خب این روایاتی است که در اینجا بر انحصار مواقیت برای حج از اینها دلالت دارد و عرض شد در آن هیچ دلالتی بر محاذات ندارد در حالتی که خب رسول اللَه میتوانست این مطلب را بفرمایند. یا این که این قضیۀ محاذات با میقات در کتب سیره باشد در حالتی که ما در کتب سیرۀ اهل سنت ما هم تفحص کردیم هیچ موردی از این که در زمان رسول خدا و بعد یک خبری که مستند به کفایت محاذات از میقات باشد پیدا نکردیم. این هم دلیل بر این است که در زمان رسول خدا صحبت از محاذات با میقات نبوده است و بلکه همان میقات جحفه بوده و ذوالحلیفه و امثال ذلک. خب در این جا مسئله تمام است یعنی ما شک نمیکنیم بر این که محاذات میقات در زمان رسول خدا نبوده و در زمان ائمه هم بر این مسئله دلالتی بر جواز محاذات با میقات نداریم و همان طوری که عرض شد روایت عبداللَه سنان برای کسی بوده که از مدینه خواسته برود برای جایی و...

