جلسه ۱۱۲
9یکی از گرفتاریهای ما همین است که یعنی اگر شما فرض کنید که تقاریر را - حالا نه نسبت به این قضیه نسبت به همۀ تقاریر فقه- نگاه کنید میبینید روایت صریح آمده است مثلا آن مؤلف یا آن فقیه آمده میگوید شاید بر این احتمال بوده است! بابا آن صراحت روایت را شما کنار میگذارید آن احتمال نادر را میآورید در این جا دخالت میدهید؟ این دیگر از کجا درآمده است؟! یعنی این اصول لفظیه دیگه از کجا درآمده؟ میگویم صراحت روایت امام را میگذارد کنار بخاطر یک احتمال که چه؟ که فلان فقیه حکم به این کرده است! خب کرده که کرده! بابا چرا شما این را دارید ندیده میگیرید. مثل این که فرض کنید که شما خودتان پیش یک مرد بزرگی بودهاید، در فلان جلسه هم شرکت کردهاید، بعد یکی میآید میگوید که آقا در فلان جلسه که شما هم بودید فلان حرف را زدند، بابا من که بودم، اگر نبودم احتمال داشت، ...شاید در آن یک تکه خوابت برده باشد! این دیگر چیست؟ خیلی عجیب است، حضور خودتان را و شعور خودتان و درک خودتان را کنار میگذارید! بابا خواب نبودیم دیگر، اگر خواب بودیم بالاخره... و احتمال صحبت یک نفر دیگر را میآورید بر حضور خودتان ترجیح میدهید! ما در تقاریر و اینها از این مسائل زیاد مشاهده میکنیم لذا این بحث را بنده در همان کتاب اجماع آوردهام که چطور شده که ما ائمه را کنار گذاشتیم و روایات را کنار گذاشتیم و به احتمالات بشری متوسل شدیم! احتمالات بشری، امام را برداشتیم گذاشتیم کنار و حرف نمیدانم فلان آقا را گرفتهایم. حتما یک دلیلی داشته است! اِ اِ این حرف فلان آقا که حتما یک دلیلی داشته است این درست است روایت صحیح السند معاویة بن عمار یا فلانی از امام صادق درست نیست؟!
خب این چه دردی است ما نفهمیدیم! ما این را نتوانستیم تا حالا حلش کنیم! که این چه دردی است که حتما یک دلیلی بوده... بابا اینها را ما نداریم اگر بود مینوشتند در کتابشان، آن که برداشته یک کتاب مینویسد این قدر... خب چطور نمینویسد؟ اگر ننوشته خب خیانت کرده، خیانت کرده اگر بوده و ننوشته، این به فقه و به اهل بیت و به اسلام و به تشیع خیانت کرده است، اگر نبوده و به ظن خودش است که خب التماس دعا، این که دیگر مسئهای ندارد که بیاید روی این قضیه این قدر مجال بدهد و... خلاصه خیلی ما عقب افتادیم، خیلی عقب افتادیم، مسئله این طور نیست.

