جلسه ۱۱۲
5بارها خدمت رفقا من عرض کردم که همیشه در مقام استنباط به دنبال هستۀ مرکزی بگردید و تشتت روایات باعث نشود که ذهن شما اولا بلا اول در جهات مختلف فروعات حکم، گیج و گم بشود، بلکه آن اصول و پایههای مطلب را که احساس میکنید نظر امام علیه السلام در تعیین آن هستۀ مرکزی حکم روی آن جهت یا جهات رفته آنها را به دست بیاورید که البته خب تا حدودی این قضیه میشود گفت که به واسطۀ تبویبی که در کتب مسانید و مدارک ما فقها انجام دادهاند این مسئله محیا شده است. آن روایات دست نخورده، و روایات کمتر در معرض توجیه و تغییر و تبیین قرار گرفته را ابتدای باب میآورند و بعد روایاتی که میتواند به عنوان مقیِّد یا مخصِّص یا فرض کنید که حالت خاص و امثال ذلک باشد آنها را در مراتب بعد ذکر میکنند و همینطور در وسائل شیخ حر به همین کیفیت عمل کردهاند گر چه خب هر کاری هم خالی از عیب و نقص نیست. آن روایات را و همین طور روایاتی که بعدا میتواند دلیل باشد آنها را انسان جمع کند وقتی که جمع کرد آن فضای مناسب استنباط برای او حاصل میشود و میتواند از آن فضا دیگر به سایر جهات نظر بیاندازد. حالا امروز انشاءاللَه اگر که ما مسئله را تمام کردیم در روز بعد رفقا خواهند دید آنهایی که موافق با کفایت محاذات میقات هستند نقاطی که به نظر نقاط تامل آنها بوده کجاهاست و کاملا دیگر قضیه روشن میشود که بله مثلا این مسئله از روایت برای او هنوز ناشناخته بوده است، او این جای از روایت را نتوانسته بگیرد و او را وارد فضای دیگر کرده است، این راهها را میگذاریم انشاءاللَه برای روز بعد. البته قبلا صحبت آن شد ونسبت به این اشکالاتی که جریان اصل در این جا وارد میشود و اصل متقابل، آن اصول متقابلی که خدمت رفقا بنده عرض کردم، صحبتش شد، ولی از باب تکرار بد نیست وقتی که مسئله روشن بشود دیگر مورد مورد خالی از ابهام و اجمال باشد.

