جلسه ۱۱۲
12پس بنابراین اصل اولی از اصول لفظیه رعایت و دخالت تمام کلمات حتی اشارات در کلام متکلم است و دخالت آن تا مادامیکه خلاف او ثابت شود این یک؛ اما حل مسئله در این جا به این است که این روایت هیچ تنافی با آن روایات اصول ما در این مسئله ندارد و همان طوری که قبلا عرض شد خدمت شما من أقام بالمدینه شهرا حکایت از توطن شخص و شهریت او میکند کسی که فرض کنید در یک شهری، در یک جایی، ده روز هست میگویند ده روز است، این ده روز بودنش میشود توطن اعتباری و این توطن تنزیلی از ناحیۀ شرع حکم توطن شرعی را دارد و موجب تمامیت صلاة و جواز صوم در آنجا خواهد شد ولی آن توطنی که از توطن تنزیلی خارج بشود و شخص را تقریبا شهرنشین بکند و همه جا نشان بدهند آن وقتی است که تقریبا یک ماه بماند، کسی که برود یک ماه در جایی بماند. لذا در آن جا داریم وقتی که یک ماه - در مورد صلاة مسافر داریم- کسی که همین طور نیت خودش را خلاصه به تأخیر بیاندازد و شک داشته باشد در این که بعد از ده روز خارج میشود؟ بعد از پانزده روز خارج میشود؟ بعد از پنج روز خارج میشود؟ خب همین طور میتواند نماز خود را قصر بخواند تا یک ماه، یک ماه که شد دیگر از این جا ولو یک ساعت دیگر بعد از یک ماه باید نماز را تمام بخواند. شما ببینید امام همین را دارد میفرمایند.
تلمیذ: این منافات با لاینبغی لاحد دارد.
استاد: خب لاینبغی لاحد این جا مورد میشود مورد استثنا دیگر.
تلمیذ: وقتی اصل هست تاکید.....
استاد: ما که انکار مستثنیات و انکار مخصصات را که نداریم، بالاخره همین لاینبغی حتی اگر در حال مرض هم است میگوید لاینبغی! بگذار بمیرد! یا در حالت خوف هم لاینبغی! یا در حالت خوف از ضیق وقت هم لاینبغی! این لاینبغی گفتیم برمیگردد به زمان صحت سلامتی، عدم ضیق وقت...، این لاینبغی حکم ابتدایی را بیان میکند، همیشه حکم ابتدایی و حکم اولی لکل احد، از این حکم اولی بعدا یستثنی هذا و یستثنی و هذا الموارد برای کسی که أقام بالمدینة شهرا یا أقام شهرا فبدا له أن یخرج من غیر طریق که در آن جا هم استثنا داریم.

