اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۲

0
فقه

احرام از محاذات میقات - نظریه مختار استاد (3) - نکته‌ها و گفته‌های استاد - 09-05-1432

جلسه ۱۱۲

11
  • تلمیذ: یک روایت دیگر هم هست که می‌فرماید لاینبغی لحاج ولا معتمر أن یحرم قبلها و لا بعدها

  • استاد: بله عرض کردم دیگر.

  • تلمیذ: این غیر از روایت اول است.

  • استاد: این را اول مثل این که گفتم، شاید من فراموش کردم این را، علی کل حال این مسئله مسئلۀ ‌خیلی مهمی‌ است و حتی می‌توانم عرض کنم که یک مقداری هم از اطمینان آن طرفتر است، یعنی با این عباراتی که ما در روایات می‌بینیم برای انسان قطع پیدا می‌شود که اصلا غیر از این جایز نیست شبهه‌ای حتی وجود ندارد تا چه برسد به این که انسان با ضم و ضمائمی‌ این مطلب را بخواهد تقویت کند. با این تعابیر تند که لاینبغی و یا لایجوز و امثال ذلک. روایت عبداللَه بن سنان همان طوری که عرض کردیم خدمت رفقا اگر یادتان باشد اصلا ربطی به قضیه ندارد در روایت عبداللَه بن سنان حضرت می‌فرمایند که من أقام بالمدینة شهرا خب من أقام بالمدینة شهرا، از کجای این ما استدلال می‌کنیم بر این که هر کسی که می‌خواهد برود به سمت مکه می‌تواند احرام ببندد؟ یخرج ستة امیال در روایت داریم، کسی که یک ماه در مدینه توقف کرده و بعد از یک ماه می‌خواهد برود حتی بیست روز هم نه، حتی فرض کنید که یک هفته هم نه، اگر شما بگویید که من أقام بالمدینة شهرا در این جا فقط یک توضیح و قید اضافی است و دلیلی بر دخالت این قید در مانعیت از محاذات با میقات ندارد، خب ما می‌گوییم خلافش در این جا است و آن این است که هر قیدی که متکلم در مقام بیان ملاحظه کرده باشد آن قید حکایت از مراد جدی متکلم در مقام بیان دارد تا وقتی که خلاف آن ثابت شود، وقتی که شما بگویید أکرم زیدا لیلة الخمیس به اتفاق صدیقه این به اتفاق صدیقه قیدی است که دلالت بر دخالت وفق و وفاق در وجوب اکرام می‌کند در نزد متکلم تا وقتی که خلافش ثابت نشده باشد پس بنابراین شما نمی‌توانید تنهایی آن زید را در لیلة الخمیس اکرام کنید اگر اکرام کنید ذمۀ شما بری از تکلیف نشده است یا این که اگر فرض کنید که اکرم زیدا در لیلة الخمیس، قطعاً لیلة الخمیس دخالت در برائت ذمۀ مکلف از مکلفٌ به دارد، اگر در لیلة الاربعاء آمدید اکرام کردید این فایده ندارد و باید تجدید اکرام را در لیلة الخمیس به جا بیاورید. مگر این که شما به واسطۀ‌ قرائن حالیه یا مقامیه و مقالیه و امثال ذلک به این نکته پی ببرید که منظور مولا صرف الاکرام است، منتهی به لحاظ اولویت و رجحان و استحسان لیلة الخمیس را در اینجا دخالت داده است و أن لا لنا باثبات هذا فی المقام وقتی که امام می‌فرمایند اقام بالمدینة شهرا چطور شما می‌آیید و با الغاء غیر... کی گفته؟ ما اصلا الغاء غیر نداریم، ما در اصول لفظیه الغاء غیر نداریم، از کجا درآمده این الغاء غیر؟ با الغاء حدس و الغاء غیر... نخیر الغاء غیر نداریم، خب اگر این است خب بقیه را هم الغاء کنید دیگر! اگر قرار به الغاء کردن است و دستمان این قدر باز است که در کلام امام تصرف کنیم خب هر چیزی را ما می‌توانیم بیاییم الغاء کنیم. ما حتی در اصول لفظیه چیزی به نام الغاء قید نداریم که حالا با الغاء قید نفس این الزام برای احرام از میقات را شما بردارید و کفایت محاذات را بخواهید در این صورت اثبات کنید.